تبلیغات
صفحه در حال
بارگذاری است!
لطفا کمی صبر کنید...وبسایت را با رزولیشن 1024 در 768 به بالا بنگرید.
|
|
بازدید های امروز Today:
بازدید های دیروز Yesterday:
كل بازدیدها Total:
كل مطالب :
كل نظرات :
گونه شناسی الگوهای ارتباط رهبران فكری با توده های مردم ایران
پیوستار خدمت تا خیانت
با مروری برتاریخ خواه براساس نمونه های عینی و خواه برپایه استنباط های تحلیلی، هرچه هست بحث خدمت و خیانت رهبران فكری اعم از طبقات مسلط و حاكم و اقشار روشنفكر و عالم است. دراین فضا جای نقش آفرینی های خو
د جوش مردمی بسیار كمرنگ و درنهایت متاثراز هدایت و رهبری های عمومی افراد وابسته به اقشار و طبقات خاصی است. حتی مصلحان و ناجیان خلق گرایی همچون قائم مقام فراهانی و امیركبیرو..، نیز عمدتا به همزبانی با اقشار مسلط فكری، سیاسی پرداخته و مردم و خلق انبوه را با جملاتی هیجان آور و آتشین به میدان مبارزه و صحنه تظاهرات اجتماعی كشانیده اند.
گونه شناسی الگوهای ارتباط رهبران فكری با توده های مردم ایران
پیوستار خدمت تا خیانت:
ازعامه پسندی تا عوام فریبی
درجامعه ایران بدلیل ماندگاری ودیرپایی سنن دیرین .ساختارعقب مانده، بسته و استبدادی همواره نقش رهبری افكار عمومی درجامعه، نقش مسلط وتعیین كننده ای داشته است. غلبه الگوهای فرهنگی سلطه پذیری و تبعیت ازیكسو و تقلید و لبیك گویی به انچه كه زحمت تولید فكری ومنطقی انرا دیگران كشیده اند از دیگر سو معلول شرایط اندیشه ستیزی است كه همواره باانگاره مبارزه و خشونت علیه اجتماعات بیش از دونفر، نه امكان اعتلای كارو وتلاش گروهی و تشكیلاتی صحیح و معقول را فراهم ساخته و نه برای تفكر گروهی، بحث وتبادل نظر و تضارب آرا شرایط مناسب ایجاد کرده است. این امر بیش از همه ناشی از اوضاع و احوال سیاسی- اجتماعی جامعه ایران است كه پیوسته بطور خواسته یا ناخواسته دارای یك فردتام گرا و تام اندیش یا توتالیتر بوده و در لباس پدری یكسویه، ملت را بزور سرنیزه به فرزند خواندگی درآورده و به تیمار وتربیت او بر اساس عقاید قالبی خود پرداخته است.
فرایند رهبری افكارعمومی بقدری در روند تحولات سیاسی- اجتماعی وشكل گیری اندیشه های فردی وجمعی مؤثربوده که با مروری برتاریخ خواه براساس نمونه های عینی و خواه برپایه استنباط های تحلیلی، هرچه هست بحث خدمت وخیانت رهبران فكری اعم از طبقات مسلط وحاكم و اقشار روشنفكر و عالم است. دراین فضا جای نقش آفرینی های خود جوش مردمی بسیار كمرنگ و درنهایت متاثراز هدایت و رهبری های عمومی افراد وابسته به اقشار و طبقات خاصی است كه براساس منویات فكری و منافع گروهی یا صنفی خود خواه درتاریخ گذشته و خواه در چشم اندازهای آتی به جریان سازی و آفرینش تاریخ پرداخته اند. حتی مصلحان و ناجیان خلق گرایی همچون قائم مقام فراهانی و امیركبیرو..، نیز عمدتا به همزبانی با اقشار مسلط فكری، سیاسی پرداخته و مردم وخلق انبوه را با جملاتی هیجان آور و آتشین به میدان مبارزه و صحنه تظاهرات اجتماعی كشانیده اند.
هدف از بیان این مقدمه كوتاه، فشرده و درعین حال گذرا بی هیچ داعیه ای برای صدور حكمی كلی یا قانونی درتاریخ سیاسی- اجتماعی ایران، تنها ایجاد زمینه و پیش درآمدی ورود به بحثی است كه در این نوشتار بدان می پردازم. بدین ترتیب دربین گروه های رهبران فكری درتاریخ گذشته از مشروطیت تا كنون همواره چهار رویكرد و دیدگاه درارتباط با مردم وجود داشته است كه در یك پیوستار خدمت تا خیانت قابل تصویر است:
خیانت خدمت
---------------------------------------------------------->
عامه پسندی عامه گرایی عوام زدگی عوام فریبی
نمودارفوق بیانگر جهت گیری های اصلی ارتباط طبقات حاكم و صدرنشین فكری-سیاسی با مردم درقاعده هرم قدرت است. درواقع این الگو گویای یك فرایند ذهنی است كه شكل عینی ان صورت دیگری بخود گرفته است كه درجای خود بررسی می شود.در فرایند فوق كه از قطب منفی تا مثبت تداوم می یابد، بعد خیانت پیشگی همواره بنام عامه مردم و به كام خاصه بوده و لذا مبتنی بر رویكرد خاص گرایی( Particularism ) است. درآن سوی قطب دربعد خدمت به مردم كه مبتنی بر رویكرد عام گرایی است( Universalism ) علیرغم اعتقاد راسخ رهبران فكری به منافع و حقوق مردم و ایثارگری های بسیار در راستای نیل به این هدف، نوعی گرایش عملی وجود دارد كه دربرخی نقاط نتیجه عینی آن به همان خاص گرایی منتهی شده و درنهایت دریك نگاه طولی درتاریخ و تحلیل اقدامات مجریان این رویكرد، به مرز خیانت نزدیك می شود. ازاینرو پیوستار فوق می تواند در فراز هایی از تاریخ شكل دایره وار یافته و دریك حركت دورانی یا گردگشت درنهایت خدمت را به خیانت منتهی كند.

درچنین پیوستار مدوری كه شكل دور باطل یافته و مرز میان خدمت و خیانت از یكسو و مردم ستیزان و مردم باوران مخدوش و تو در تو می گردد، اولین وآخرین شعار و هدف گروه ، مردم است خواه درله آنان خواه علیه آنان. درقطب عام گرایی، رهبران فكری دیگر بدنبال منافع شخصی نبوده و تمامی علایق وسلایق فردی خودرا قربانی منافع عامه كرده و مرزهای سودمندی را ازپوسته های تنگ، بسته و كوچك خاص گرایی بدرساخته و به دنیای وسیع آمال وآرزوی انسان های زحمتكش، دردمند و هم سرنوشت می كشاند. رویكردهای جهارگانه مورد بحث عبارتند از: الف) عوام فریبی این رویكرد كه در شرحه شرحه گزارش تاریخ مردم ایران همواره بارقه های پررنگ . دیرپایی از آن قابل ردیابی است مبتنی بر نظریه مردم ستیزی است و درواقع مترادف واژه Demagogism است كه از طریق اغوای مردم، دادن وعده های دروغین، انقلابی و مردم نمایی و تحریف وقایع و حقایق، مردم را علیه مردم و درراستای منافع و مطامع خود هدایت و رهبری می كند.این رویكرد دارای شقوق مختلفی است كه افراطی ترین و غیر مردمی ترین شكل بروز آن مردم ستیزی است. دراین نوع از مردم ستیزی، اولین حربه اصلی ایجاد تفرقه و شیوع نزاع های مردمی علیه خودشان است. شكل علنی و آشكار مردم یا عامه ستیزی ، یصورت رو در رو زمانی بوقوع می پیوندد كه تضادهای آشتی ناپذیر رهبران فكری با مردم آشکار و غیرقابل پنهان شده و قتل عام خونین روی میدهد. اشكال غیرعلنی این راهبرد درفعالیت های خودكامانه و خودخواهانه ای است كه به هرترتیب درعرصه های دینی، سیاسی و اقتصادی علیه منافع عموم مردم به اجرا در می آید. عامه ناباوری و عدم باور به مردم و هویت فردی و جمعی آنان از دیگر خصایص رهبران این رویكرد است كه مردم را چونان رمه سرگردان و بلاتكلیفی می انگارد كه نیازمند چوپانی ورمه گردانی است تا ضمن تامین حداقل نیاز معیشتی آنان به هركجا كه صلاح باشد رانده و از نتیجه این شكل زیستی نیز تمتع نهایی را ازآن خود می كند. عامه گریزی نیز از خصایص بارز دیگری است كه دراین رویكرد غالب است. دوری گزیدن، جداكردن محدوده زیست، شكل زندگی، معاشقه و مراوده فردی- اجتماعی، تمهید نمادهای ویژه این رهبران فكری با عامه مردم، تقسیم كارطبقاتی و ارگانیسیستی و تلقی آحاد مردم بعنوان اقشار دون پایه و فاقد توان اندیشه و تصمیم گیری عقلانی از زمره دیگر زوایای نگرشی حاكم بر رویكرد دستگاه فكری عوام فریبان است. ویژگی دیگر این نحله فكری عامه نمایی است كه درمعتدل ترین وجه خود زمینه بروز می یابد. اطلاق نمایندگی ازآن مردم، حب مردم و قیم مآبی آنان و سودمند تلقی كردن آن بنفع عموم مردم، استفاده شعایر، آداب، زبان و سایر الگوهای فرهنگی عامه مردم جهت نزدیكی صوری خود به آنان از زمره ابزارهای اصلی این فرقه از جناح عوام فریبی بشمار می رود. خیانت خدمت عامه نمایی عامه گریزی عامه ناباوری عامه ستیزی مصادیق رویكرد حاضر درجامعه كنونی ایران به اشكال مختلف قابل بازیابی است كه شفاف ترین آن درمطبوعات و رسانه های جمعی كشور است كه برخی ازآنان با احراز چنین نگرشی با همه مراتب شدت و ضعف آن به وظیفه عوام فریبی اهتمام داشته و از روش های پیش گفته نیز درجهت منافع گروهی و صنفی خود گام برمی دارند. این جناح اندیشه ای درواقع بطور مشخص خاص گرا بوده و منافع گروهی و صنفی و فردی رابر منافع جمعی مردم و هویت های ملی- مردمی ترجیح می دهد. ب) عوام زدگی این رویكرد كه درسطح میانی پیوستار خدمت و خیانت قرار دارد، دربرهه هایی از تاریخ و حتی همدوش با سایر رویكردها دریك برهه خاص از جمله جامعه كنونی ایران زمینه بروز یافته است. این رویكرد با استفاده از ابزارهای عامه سازی از روش های مختلفی استفاده می كند كه گویای نوعی شدت و ضعف عملكردی است: خیانت خدمت عامه گویی عامه سالاری عامه باوری عامه نمایی صاحبان این رویكرد علیرغم نیات گاه مردم خواهانه، خود به دلایل مختلفی همچون ساده اندیشی، اندیشه سنتی، دگماتیزم یا تعصب فكری و رفتاری، نوستیزی و برخوردهای نوستالوژیك به گذشته به این بینش روی آورده وبه اشكال مختلف عمل می كنند. عامه نمایی كه فصل مشترك این رویكرد با رویكرد نخست، عوام فریبی است از اجزای اصلی تشكیل دهنده كلیت جدید عوام زدگی است. باور به ارزش ها وهنجارهای مردمی بی هیچ تغییر مطلوب و عقلانی و توسعه گرا و برخورد محافظه كارانه با تغییرات فرهنگی-اجتماعی ازاین دیدگاه نوعی نمای عامه باورانه بدست می دهد. اعتماد به حكومت مردم و اعتنا به نظرات مردم دراداره امور كشور و یاهرزمینه اجتماعی- سیاسی دیگر عمدتا در ورای نوعی باور عامه سالارانه یا دمكراتیك نهفته است كه با توجه به عدم پیش بینی و اهتمام درتحقق راهكارها و سازو كارهای عملی و عینی و امكان مشاركت پذیری مردم، فقط درسطح شعارها و عبارات رمانتیك و عاطفی باقی می ماند كه همدردی و همزبانی بدون راهبرد اجرایی رابه ارمغان می آورد. ساده سازی انتظارات، آمال، برنامه ها و اهداف بنحوی كه قابل فهم برای عامه مردم باشد از دیگر خصایصی است كه از یك سو میل به خدمت و از سوی دیگرتمایل به گریزازآن می یابد. این رویكرد با نگاه محافظه كارانه و ایستای خود مانع رشد و اعتلای وضعیت و جایگاه آحاد مردم شده و تنها بابیان شعار و كلام بی عمل به ارتباط كوتاه خود با مردم بسنده می كند. بدیهی است این ارتباط پایدار نبوده و درتعامل نهایی زمینه های میل صاحبان همین نحله و یا ورود اندیشه های عوام فریب و خیانت كار دیگر را فراهم می كند. درایران امروز از گرایش های موجود فكری، این رویكرد نیز قابل شناسایی است. بطوریكه ازطریق ابزارهای ارتباطی ویژه خود و تریبون های عمومی شان سعی در نگهداشت وضع موجود و حفظ شرایط كنونی و احترازاز هرگونه تغییری دارند تا به راحت ترین وجه و بی هیچ همتی درجهت نوآوری و رهبری اندیشه های نوین، به ساختار كهن، ایستا و عقب گرای خود اتكا كرده و لذا با توجه به رشد سریع دانش نظری و فنی، جامعه را به قهقرا هدایت می كند. بدیهی است پیوستار این رویکرد منجر به خیانت و عدم ارائه هرگونه خدمتی گردد. پ) عامه گرایی این رویكردیا نحله فكری كه درسطح میانی یا اعتدال وبه تعبیری نقطه مطلوب پیوستار خدمت و خیانت قراردارد علیرغم همه اهمیت آن درفرایندتوسعه كشور وایجاد زمینه های اعتلای روابط رهبران فكری با مردم و رشد وترقی جایگاه و هویت آنان، به دلایل مختلف زمینه تجلی عینی و تاریخی اندكی یافته است. از جمله این دلایل می توان به غلبه و عمومیت رویكردهای دیگر روی پیوستار خیانت و خدمت درتحقق و زمینه یابی ظهور وبروز اشاره كرد. فصل مشترك عامه گرایی با عوام زدگی، اتكای به زبان عامه است بنحوی كه زمینه ارتباط و همدلی و شناخت دردهای مردمی از یكسو و راه حل ها وتدابیر رهبران فكری درنزد مردم فراهم شده و این تعامل منطقی و متعادل زمینه ترقی و توسعه مردم خواهانه را مهیا می سازد. عامه تگری یا توجه به انتظارات و خواسته های مردم بعنوان مخاطبان و اقشار اصلی هدف درارائه هرگونه خدمت وعملكردی از سوی رهبران فكری از دیگر سو خصایص رویكرد عامه گرا است. دراین رویكرد عامه سروری یا دمكراسی مبتنی بر عقلانیت مدرن متکی بربینشی علمی ( نه مذهبی، قومی، ...) بعنوان ویژگی دیگر این نحله که ، معتقد به ایجاد زمینه ها و جلب مشاركت مردم درتعیین سرنوشت كنونی و اتی خود بوده و دراین راه به نشرآزاد افكار، پاسخگو بودن طبقه حاكم و رهبران فكری منتخب مردم، ایجاد زمینه های تكثر گرایی فكری، سیاسی و دینی، تاكید بر توسعه رفاه و عدالت اجتماعی نسبی و تعبیه نظام حقوقی و قضایی مدافع مردم و توسعه حقوق فردی-شهروندی می پردازد. باوراصلی رویكرد عامه گرا، باور به مردم و عامه آنان است و در اساسنامه و مرامنامه خود همواره بدنبال تحقق منافع كوتاه و میان مدت مردم بوده و از مشاركت خود ایشان درجهت تلاش و تمهید زمینه های توفیق، توسعه و سعادت كنونی و آتی آنان بهره می گیرند. و در عین حال از عوام زدگی فاصله می گیرند. خیانت خدمت عامه باوری عامه سروری عامه نگری عامه گویی روشن است كه با توجه به ارمانی بودن و البته عینی و تحقق پذیری نسبی این رویكرد، اولا شناسایی و بازیابی چنین رویكردی درتاریخ ایران بسیار رقیق و غیر شفاف است و دیگر اینكه به دلیل غلبه رویكردهای دوقطب پیوستار اصلی دراین نوشته، یعنی عوام فریبی و عامه پسندی، زمینه بروز و ظهور شرایط عامه گرا نیز درایران پدید نیامده است. این معلول ناشی از وضعیتی است كه همواره جامعه ایران را در موقعیت افراطی شرایط باز سیاسی و یا خفقان و استبداد محض نهاده و بسترهای تعامل را شكوفا نكرده است. بااین اوصاف درعموم شرایط و برهه های خاص تاریخی و غلبه یكی از رویكردهای افراطی مذكور، به هرترتیب نطفه هایی از اندیشه ها و تعدادی از رهبران فكری عامه گرا نیز وجود داشته اند كه فروغ اندیشه هایشان كم دامنه و كوتاه مدت بوده است. ت) عامه پسندی آخرین رویكرد فكری حاكم بر روابط رهبران فكری و مردم درتاریخ معاصر، الگوی فكری عامه پسندی است این الگو عمدتا مرهون تلاش رهبران صادق، مردم گرا و عامه باوری است كه در زبان و گفتارشان حدیث مردم تعطیلی بر نمی تابد. خصوصیات اصلی این الگو نیز با فصل مشترگی با عامه گرایی در پیوستار زیر تصویر می شود: خیانت خدمت عامه باوری عامه سروری عامه نگری عامه گویی اولین نقطه عطف و توجه این الگو و رهبران فكری آن، باور داشت به منافع آحاد مردم است. این الگو علیرغم هدفگذاری مردمی دراهداف سیاسی و اجتماعی خود و گروه های فكری ذیربط، معتقد است زمینه دستیابی به منافع مردمی تنها از طریق یك حركت تشكیلاتی از بالا خواه با مبارزات دامنگیرسیاسی- فكری درعرصه عمومی با ابزارهایی چون مطبوعات، نشست های سیاسی و خواه بواسطه تفاهم و مذاكره با حكام سیاسی- اداری در كشور قابل تحقق است. درهمین راستا صاحبان فكری این رویكرد با داعیه هدایت مردم از بالا، عمدتا از بطن توده های مردم جدا شده و با بیگانگی فكری و اجتماعی با مردم به نوعی جدایی از مردم میل یافته و در نهایت با تك افتادگی و حركت بی پشتوانه، دستخوش نوعی تجرد، توهم و انتزاع اندیشی شده و به اصطلاح مشكلات مردم را درپشت درهای بسته به چاره جویی می نشینند. عامه پسندی درجامعه ایران معاصر اشكال مختلفی داشته است و منجر شده بخشی از رهبران فكری، روشنفكران متجدد و حتی علمای دینی بی هیچ تمهیدی برای جمع آوری و جلب آرای مردمی، دراندیشه و وهم مردم باوری، فرصت های اصلاحی و اندیشه ورزی و مشاركت آحاد مردم را از بین برده اند. معرفی هر فرد یا شخصیت تاریخی در عصر حاضر نیازمند بررسی عمیق و همه جانبه تری برای شناسایی تفصیلی خصایص این الگودرپهنه تاریخ و معرفی شخصیت ها و پیروان آن است..... خیانت خدمت عامه باوری عامه سروری عامه نگری عامه گویی عامه ستیزی<-- عامه ناباوری<---عامه گریزی<----عامه نمایی عامه نمایی<----عامه باوری <à----عامه سالاری-<--عامه گویی عامه گویی<--- عامه نگری <---- عامه سروری<---- عامه باوری عامه باوری<---حركت از بالا<--هدایت مردم<-- جدایی از مردم خاص گرایی -------------------------------------------------------- عام گرایی
-------------------------------------------------------------->
--------------------------------------------------------------->
----------------------------------------------------------------->
------------------------------------------------------------------->
---------------------------------------------------------------------->