تبلیغات
صفحه در حال
بارگذاری است!
لطفا کمی صبر کنید...وبسایت را با رزولیشن 1024 در 768 به بالا بنگرید.
|
|
بازدید های امروز Today:
بازدید های دیروز Yesterday:
كل بازدیدها Total:
كل مطالب :
كل نظرات :
جهان افسون زدایی شده:
عرفی شدن و مردمی شدن د رخاورمیانه با تاکید بر ایران (۱)
ترجمه مقاله ای از مجید تهرانیان
مدرنیزاسیون دربرگیرنده فرایند سكولاریزاسیون است. یعنی جابجایی نظام یافته نهادها، باورها واعمال دینی و جایگزینی آنها با علم و عقل وبه تعبیر ماكس وبر فرایند افسون زدایی از جهان. این فرایند همه نیروهای فوق بشری وفوق طبیعی و امور غیر مادی یا غیرزمینی ر ازبین میبرد.(1) رابطه بین سكولاریزه شدن و دمكراتیزه شدن در خاورمیانه بسیار پیچیده تر از جهان غرب است.(2) بطوریكه اسلام و دمكراسی درزمینه هایی باهم همسو ودر زمینه های دیگر ناهمسو هستند. از نظر تاریخی رابطه بین مسجد و دولت درجوامع اسلامی متفاوت از رابطه كلیسا و دولت در مسیحیت بوده است.
جهان افسون زدایی شده:
عرفی شدن و مردمی شدن د رخاورمیانه با تاکید بر ایران
ترجمه مقاله ای از مجید تهرانیان
مدرنیزاسیون دربرگیرنده فرایند سكولاریزاسیون است. یعنی جابجایی نظام یافته نهادها، باورها واعمال دینی و جایگزینی آنها با علم و عقل وبه تعبیر ماكس وبر فرایند افسون زدایی از جهان. این فرایند همه نیروهای فوق بشری وفوق طبیعی و امور غیر مادی یا غیرزمینی ر ازبین میبرد.(1) رابطه بین سكولاریزه شدن و دمكراتیزه شدن در خاورمیانه بشیار پیچیده تر از جهان غرب است.(2) بطوریكه اسلام و دمكراسی درزمینه هایی باهم همسو ودر زمینه های دیگر ناهمسو هستند. از نظر تاریخی رابطه بین مسجد و دولت درجوامع اسلامی متفاوت از رابطه كلیسا و دولت در مسیحیت بوده است.
بر خلاف آیین مسیحی، جدایی قلمروهای دنیوی یا مادی و غیرمادی، اسلام این دو قلمرو را بهم متصل و پیوسته می انگارد. از نظر سیاسی پادشاهی های مطلقه در خاورمیانه به یك استبداد نرم و ملایم چنانكه در اروپا رخ داده است،تغییر شكل نداده است.همچنین این كشورها سیاست مؤثر نوسازی و عرفی شدن را تعقیب نكردند. درمبارزات ضد امپریالیستی، روحانیون اسلامی تمایل به توجیهات و نهضت های مشترك با ملی گرایان و لیبرال های سكولار از خود نشان داده اند. چنین ائتلافی اغلب منجر به انقلاب های مشروطه خواهی یا ملی گرایی همچون در مصر در 1881، ایران در 1905تا۱۹۰۸ و تركیه عثمانی در 1908 گردید. با این حال همزمان با فرصت یابی سكولاریزه شدن، این مسیر به خیانت توسط عوامل مذهبی ختم می شد و در نتیجه جنبش های اسلامی نظامی نظیر اخوان المسلمین در مصر 1928 سربرآوردند.
ازنظر اقتصادی اكثر كشورهای خاورمیانه از درآمدهای بادآورده نفتی بطور مستقیم یا غیرآن برخوردارند كه به آنها اجازه می دهد از مالیات گرفتن از مردم كشور خود داری كنند و در برابر فشار برای مشاركت سیاسی نیز مقاومت كنند. لذا دمكراتیزه كردن و محاسبه پذیری سیاسی، تقاضای ضروری از سوی مردم محسوب نمی شد. از نظر فرهنگی گذار از فرهنگ رسانه های شفاهی به رسانه های چاپی و نوشتاری منجر به شتاب بخشیدن به بسیج اقشار پایین تر و وابسته به بخش سنتی جامعه به جهت گیری اسلامی می شود تا سمت گیری ایدئولوژیك سكولار.
آسیب شناسی گذار به مدرنیت در خاورمیانه دارای مشكلات كمتری نسبت به فرایند پیش از صنعتی شدن در جهان است. گذار به مدرنیته نیازمند بسیج منابع انسانی وطبیعی است كه درجای خود ایدئولوژی های پاكدینی یا اصولگرای منظمی را تقویت می كند كه نیازمند بسیج، فداكاری، كارسخت و پرهیز از مصرف است. ازنظر تاریخی انقلاب های پاكدینی یا اصولگرا، نازیستی، قاشیستی و كمونیستی این كاركردها را تعمیق بخشیده اند. در برابر سلطه استعماری، جوامع خاورمیانه بسوی تنوع درونی ایدئولوژی های اصولگرا از جمله ملی گرایی و اسلام گرایی ”ناب“ سوق یافته اند. چنین ایدئولوژی هایی بوضوح توسعه دمكراتیك را مختل می كند. بخش حاضر سكولاریزاسیون و دمكراتیزاسیون را درزیر سه مرحله تاریخی پی می گیرد: 1) سكولار و دمكراتیزه شدن فزاینده در قرن 19، 2) سكولاریزه شدن سریع بدون دمكراتیزه شدن درطی دو جنگ اول و دوم جهانی، 3) اسلامی شدن رادیكال با یا بدون دمكراتیزه شدن در دوره پس از جنگ دوم. درنتیجه مسایل وچشم اندازهای همزیستی دمكراتیك در حال ظهور میان مسجد و دولت و پیامدهای این رابطه مشكل برای صلح و ثبات در منطقه مورد بررسی قرار می گیرد.
سكولاریزه شدن و دمكراتیزه شدن در چشم اندازهای مقایسه ای
درنظریه های مدرنیزاسیون یا نوسازی، عرفی شدن و دمكراتیزه شدن اغلب بطور متقابل مقوم هم هستند. در سنت ماركسیستی، دین بعنوان افیون توده ها، آگاهی طبقاتی و شور انقلابی را كند می كند. در سنت لیبرال، ارزش های دینی سنتی بعنوان مانع مدرنیته و نوسازی تللقی می شوندو در هردو سنت، سكولاریزه شدن یك جزو اصلی دمكراتیزه شدن است.از نظر تاریخی در بسیاری از دمكراسی های غربی، ظهور دنیای مدرن همزمان با كاهش اقتدار دینی و قدرتهای خود كامه سلطنتی بود و منجر به ظهور دولت- ملت های سكولار و پیروزی انقلاب های دمكراتیك لیبرال شده است. یك ویژگی این گذار جدایی كلیسا از دولت بود. علاوه بر این گذار از خواندن و نوشتن صرف به فرهنگ الكترونیك و چاپ منجر به گسترش و شیوع دانش و معرفت نیز شد. این امر بنوبه خود اقتدار كلیسای كاتولیك روم را بعنوان متولی دانش و معرفت كاهش داد. بنابراین سكولاریزاسیون در غرب نتیجه دمكراتیزه شدن دانش ومعرفت نیز بود. دستور عیسی كه كار قیصر را به قیصر و كار خدا را به خدا بسپارید(3)، مشروعیت الهی ودینی برای جدایی كلیسا و دولت را فراهم ساخت.
برخلاف تاریخ مسیحیت، در 40 سال نخست تاریخ اسلام از 622 تا 661 م. قدرتهای دنیوی و اخروی بهم متصل و یكپارچه بودند. تحت رهبری پیامبر اسلام و خلفای راشدین، جامعه اسلامی تولد یافته بوسیله رهبران سیاسی هدایت شدكه در همان دوران جانشین خدا در روی زمین می دانستند. پس ازخلافت علی، حكومت و قدرت سیاسی به دو دودمان سلطنتی بنی امیه و بنی عباس منتقل شد كه چندان مشروعیت دینی نیز نداشتند بطوریكه برخلاف اطلاق امیرالمومنین به خود، مورد احترام و حمایت فراگیری نبودند. بنابراین بجز 40 سال اول، طول تاریخ اسلام همواره جدایی مسجد و دولت وجود داشته است. ولی تاریخ اولیه اسلام به ارتقای تمایلات و گرایش های مختلفی اثر گذارد. از جمله محافظه كاری، اصلاح طلبی، اسطوره گرایی، مهدویت، و جدایی طلبی و انقلاب. نظامی ترین این گرایش ها در پی تلاش برای بازگشت به پاكدینی اسلام اولیه با پیوند و یگانگی مسجد و قدرت دولتی بودند.
این تمایل خود در دو طیف و سیاست محافظه كاری و انقلابی گری باز تابید. جنبش محافظه كاری ، نهضت وهابیون در پنیسولا بود كه در نهایت منجر به تشكیل رژیم سعودی در 1932 شد. جنبش دوم فراخوان آیت اله خمینی برای بازسازی اسلام اولیه بود. هردو این گرایش ها علیه رژیم های سكولار بود. در درون این گرایش انقلابی، پتانسیل های سكولار مانند محافظه كاران، لیبرال ها و پراگماتیست یا مصلحت اندیشان را می توان رد یابی كرد. سه رویكرد مهدویت، اسطوره گرایی و جدایی طلبی نیز راهبردهای بقا را طی كردند. با اتكای بر نگرش مهدوی گرایی بازگشت مهدی در طول قرن ها، مسلمانان توانسته اند علیه حكومت های سركوبگر برخیزند. آخرین هوادار این خیزشها عبارتند از: در سودان توسط محمد احمد معروف به مهدی علیه نیروهای انگلیسی در 1885 شوریده و آنان را شكست داد(4)، در ایران با جنبش بابی كه كمتر موفقیت داشت و منتهی به جنبش مشروطه و بهایی ها به رهبری میرزا حسین علی در 1863 شد.
صوفی گرایی یا اسطوره گرایی نیز به قدمت اسلام است. در واكنش به مثبت اندیشی اسلامی، صوفی كرایان به طریقت بجای شریعت تاكید داشتند. این نحله به ایجاد مراكز تجمع بسیار متفاوتی از مساجد، نظیر خانقاه، زاویه و تكیه اقدام كرد. تعداد اندكی از صوفی گرایان به قدرت سیاسی نیز دست یافتند مانند سانوسی ها در لیبی (5) و صفویه ها در ایران و تا قبل از امام غزالی نیز در 1058 تا 1111 كه به پیوند اصول صوفی با شریعت پرداخت، این نحله یك انحراف دینی محسوب می شد. جدایی طلبی یا سپارتیزم یا نوعا خوارج در اسلام اولیه شیعی، مشروعیت دولتی مبتنی بر دین را مورد چالش قرار می داد. امروزه بسیاری از جدایی طلبان دینی خود را از جامعه سكولار مسلط جدا كرده اند(6). در مصر جماعت المسلمین بودند كه با سؤظن قدرتمندان دولتی به تكفیر و هجرت و عزلت و گوشه نشینی روی آوردند. سه رویكرد مهدویتُ، اسطوره گرایی و جدایی طلبی به سهولت نحله های دیگر از نظر تاریخی قابل شناسایی نیستند و گاهی برحسب شرایط حتی دارای تاریخ پنهان هستند.
سكولاریزه شدن و دمكراتیزه شدن در خاورمیانه جدید می تواند برپایه جریان گذاربه مدرنیته تحلیل شود. همانند جوامع منشوری(7)، خاورمیانه اغلب درمنشور روابط مسجد و دولت همه گونه رنگ ها را باز می تابد. بااینحال الگوها بنظر می رسد با اسلامی شدن رادیكال با یا بدون دمكراتیزه شدن، از سكولاریزه و دمكراتیزه شدن توسعه ای به رادیكال تغییز جهت داده است. همانطوریكه مسیحیت از طریق رنسانس و اصلاح طلبی به مدرنیته در غرب رسید، اسلام نیز شاهد تغییرات عمیقی در نظام باورداشت ها و سلوك است.بطوریكه گذار از خواندن ونوشتن بسوی فرهنگ چاپ و الكترونیك منجربه سكولاریزه ودمكراتیزه شدن دانش وقدرت می شود(8). در اینجا قبل از شروع بحث درباره فرایند انقلابی جند نكته را باید متذكرشد: 1.اسلام دین یكنواختی نیست و درباره ارتباط مسجد و دولت باورها و سلوك اسلامی متنوع بسیاری وجود دارد. 2.در فرایند تعمیق وگسترش مشاركت سیاسی، دمكراسی یك وسیله یا راه است نه هدف و مقصد. هیچ كشوری دردنیا نمی تواندادعا كند كه به دمكراسی كامل دست یافته است كه درآن به تعبیر لینكلن حكومت مردم بوسیله مردم و برای مردم باشد. بهرحال عناصراین ایده عبارتنداز:
- دمكراسی سیاسی: سلطه مردمی؛ برابری همه گیر؛ حمایت از زندگی،آزادی و جستجوی نیكبختی؛ جكومت اكثریت و حقوق اقلیت؛ حق نمایندگی وانتخاب دوره ای؛ چرخش آرام قدرت؛ رای دادن مستقیم نظیر همه پرسی درباره مسائل كلیدی؛ حكومت قانون، صدورحكم جلب یا ازادی و صورتی از حقوق؛ مسئولیت پذیری شهروندان.
–دمكراسی اقتصادی: حمایت از مالكیت؛ بازارآزاد؛ رقابت آزاد؛ قانونگذاری دولتی تجارت و سرمایه گذاری برای تضمین نبود انحصارها و استانداردها در تجارت، مبادله، رقابت، بهداشت و محیط زیست.
–دمكراسی اجتماعی: تامین اجتماعی برای بیكاران، بازنشستگان، زنان و كودكان بی سرپرست؛ گسترش بهداشت، آموزش و رفاه عمومی.
–دمكراسی فرهنگی:آموزش همه شمول؛ دسترسی به وسایل ارتباطات؛ آزادی هویت شامل بیان،اجتماع، دین، زبان، حوزه خصوصی و سبك زندگی.
برای سكولاریزاسیون، اصل جدایی دین و دولت بسیار جدی است اما این بمعنای جدایی دین و سیاست نیست.در یك جامعه سكولار،نهادهای دینی مانندنهادهای اجتماعی دیگر برای رقابت وطرح نگرش سیاسی شان دربازار اندیشه ها ازادند.برعكس حكومت های دینی، رژیم های سكولار به طبقه روحانیون اجازه نمی دهد قدرت سیاسی را بنام الله و بدون ارجاع به اراده مردم درانحصار گیرند. لذا دمكراتیزه شدن و سكولاریزه شدن دو روی یك سكه بشمار می روند.
3. سومین تذكر این است كه تفاوت درالهیات و سازمان های دینی سنی و شیعه منجر به بروز پیامدهای متفاوتی در ایران، تركیه و جهان عرب شده است.فرقه شیعه با وجودیكه همواره در اقلیت بوده است، بمرور زمان به قدرت نیز رسیده است مانند فاطمی ها در مصر، بوئیدها درعراق و صفویه هادرایران. ولی همچنان حتی درایران نیز تا قبل از صفویه ها اكثریت با سنی ها بوده است بطوریكه درزمان صفویه، دربرابر عثمانی سنی، سران صفویه به آوردن مروجان شیعی از لبنان اقدام كردند. از همین روست كه برخی پژوهشگران معتقدند اسلام شیعی، یك موجود فرهنگی ایرانی است كه حق الهی شاه را در درون ایدئولوژی اسلامی با محول كردن اقتدار مادی و معنوی در انحصار خانه علی درهم آمیخته اند. مطابق با اندیشه شیعه 12 امامی،قدرت مشروع متعلق به امام دوازدهم است كه روزگاری در 878 م. ناپدید شده و روزی نیز برای ایجاد صلح و عدل ظهور خواهد كرد. علمای شیعه باپرهیز كاری اقتدار معنویشان بعنوان حامیان اهل بیت، اغلب درایجاد دولت در دولت موفق بوده اند. مجموعه مالیات های دینی( خمس، ذكات وسهم امام) و كنترل هدایای دینی(اوقاف) به انان قدرت و نفوذ مستقلی ارایه كرده است. آنان بیش از علمای سنی منبع مخالفت با سیاست های سكولار فعال هستند.
سكولاریزه و دمكراتیزه شدن توسعه ای
شكست های پی درپی جوامع خاورمیانه از دولت های غربی سبب تحولاتی در این منطقه شد و بطوریكه پس از اشغال مصر توسط ناپلئون بعنوان بدترین تجربه، و عقب نشینی های عثمانی از یونان و مصر وازدست دادن سرزمین های قفقاز وآسیای مركزی از سوی ایران، آغازگر فرایند سكولاریزاسیون و اصلاحات در تركیه، ایران و مصر گردید. این فرایند اصلاحات نخست با نهادهای نظامی شروع شد. مدل های غربی خدمت نظام، تسلیحات و جنگ افروزی اولین اهداف آنان بود. درتركیه عثمانی در 1839 اولین اصول ازادی فردی، آزادی از تعقیب وشكنجه و برابری دربرابرقانون تصویب شد. این تحركات سلاطین عثمانی اولین دریچه های خوشامد گویی به غرب محسوب می شوند. اصلاحات واقعی درارتش، ازجمله برگرفته از الگوی سرباز گیری روسی بوقوع پیوست.
درایران اصلاحات نظامی به رهبری صدراعظم میرزا عباس صورت گرفت كه با كمك ماموران مشاور نظامی ناپلئون مساعدت شد. ولی بزودی با اتحاد فرانسه و روس علیه بریتانیا، ایران دوباره به چنگ روسها گرفتارشد(9). درمصر افسر جاه طلب نظامی آلبانیایی بنام محمد علی، رهبری اولیه مدرنیزه شدن وسكولاریزه شدن را بعهده گرفت. سه سال اول اشغال نظامی فرانسه آغاز گر و سپس محمد علی پیگیر فرایند پایان بخشیدن به جامعه سنتی مصر گردید. او نظام جدید ارتش را سامان داد و الیگارشی حاكمیت قبلی را از بین برد، طبقات قدیمی زمینداری را از هم پاشید، طبقه دینی به مستمری بگیران دولتی تبدیل ساخت، فعالیت تجار و صنعتگران بومی را محدود كرد و همه جنبش های شورشگرانه دهقانان را درهم ریخت. اگرچه وی با عدم قبول دمكراتیزه كردن نظام سیاسی بزرگترین شكست را متحمل شد، ولی سیاست های سكولار او در مدیریت اداری، آموزش و قانون بنیاد گرفت. او برای ارایه خدمات به نیروهای نظامی اش به تاسیس مدارس به سبك غربی برای تربیت دكتر، مهندس، دامپزشك و دیگر متخصصان پرداخت. او همچنین شروع به اعزام دانشجو به كشورهای غربی برای یادگیری فنون نوین اقدام كرد.
بعداز اصلاح نظامی، سكولاریزه شدن آموزشی بزرگترین ترقی را بخود دید. آموزش در جوامع اسلامی تحت مسئولیت ملت های (یا اجتماعات دینی) متعددی بود كه ازسوی دولت بعنوان مردم اهل كتاب از جمله اجتماعات زرتشتی، یهودی، مسیحی و اسلامی شناخته می شد. آموزش اسلامی زیر مدیریت علما بوده و به آموزش دینی می پرداخت. اولین گامها در نظام آموزشی عثمانی با ایجاد دانشكده های مهندسی دریایی در1773، مهندسی نظامی در1793، علوم پزشكی در1827 و نظامی در1834 برداشته شد. همچنین مؤسسات مشابهی برای سیاستمداران و مدیران اجرایی نظیر دفتر ترجمه در1833، و مدرسه خدمات مدنی در1859 تاسیس شد. در1846 اولین برنامه جامع آموزشی مشتمل بر اموزش ابتدایی، متوسطه منتهی به سطوح دانشگاهی طراحی و زیر نظر وزارت آموزش اجرا شد. این برنامه با وجود سرعت كند ناشی از كمبود بودجه، دارای مهمترین ساختار آموزش سكولار بود. بطوریكه در1914 بیش از 36000 مدرسه عثمانی وجود داشت. علاوه براین، مدارس ملت های غیر مسلمان نیز رشد بیشتری داشت بطوریكه 1800 مدرسه یونانی با 185000 دانش آموز و 800 مدرسه ارمنی با 81000 دانش آموز وجود داشت. این مدارس درعین حال از مشاوران و مروجان خارجی در امپراتوری عثمانی سود می بردند: 676 كاتولیك امریكایی، 500 كاتولیك فرانسوی، 178 مدرسه ترویجی انگلیسی با بیش از 100،000 دانش آموز. درایران ومصر سكولاریزه شدن توسط گسترش بروكراسی های نظامی، مدنی وآموزشی دولتی از همین الگوهای امپراتوری عثمانی بهره گرفت ولی بسیار باتاخیر.
تلاش های خاورمیانه برای دولت سازی، تمركزیابی یا ایجاد قدرت مركزی و سكولاریزه كردن شبیه الگوهای ظالمان خیراندیشی نظیر لوئیس چهاردهم(1638تا1715)، فردریك بزرگ در پروس (1712 تا 1786) و پطر كبیر در روسیه (1672 تا 1725) بود. از قرن نوزدهم به اینسو نفوذ فرهنگی وقدرت های غربی در جوامع و سیاست های خاورمیانه بسیار درحال گسترش بود و همین امر احساس ابهام و بلاتكلیفی قوی را درزمینه مدرنیزه شدن وسكولاریزه شدن بعلاوه غربی شدن ایجاد كرد. از همین رو مدرنیزه شدن از سوی برخی بعنوان امپریالیزم غربی مقاومت ایجاد كرد. از نظر علما نیز نه تنها این فرایند سبب كاهش قدرت آنان، بلكه نابود كننده فرهنگ و تمدن بسیار ناب اسلامی تلقی گردید.
بنابراین بذر دوگانه گرایی درتوسعه آموزشی و فرهنگی در خاورمیانه درطول قرن نوزدهم پاشیده شد. با وجودیكه ایران و تركیه بطوررسمی مستعمره نبودند ولی همسو با سایر ممالك مستعمره مانند مصر، سوریه، لبنان، فلسطین، عراق و اردن، مدارس دینی و سكولار در این جوامع همپای هم توسعه یافت. ایران درپی تركیه و مصر به تاسیس اولین دانشگاه مدرن بنام دارالفنون در1852 اقدام كرد كه درصدد آموزش علوم و فناوری های نوین بود. اعزام دانشجو به اروپا نیز علاوه بر اهداف فوق به آموزش فرهنگ غربی نیز نظر داشت. افراد آموزش دیده پس از بازگشت به ترجمه آثار اروپاییان پرداخته و مدارس به تاسیس نشریات چاپی اهتمام كردند. بطوریكه چاپخانه بیروت در لیبی سبب شد لیبی در سال 1900 پیشرو روزنامه نگاری درممالك اسلامی شده و به انگیزه تعدادی از روشنفكران دراحیای میراث فرهنگ عربی، نمایندگی ملی گرایی عربی را بعهده گرفت(10).
نهداهای مدرن آموزشی افراد اندكی را تحت پوشش گرفته و اكثریت دانش آموزان در مدارس دینی تحصیل می كردند. از همین رو پیامد ناخواسته این امر ظهور جنبش های ضد امپریالیستی و اتحاد اسلامی بود. روحانی پرقدرت و كاریزماتیك، سید جمال الدین افغانی رهبر این جریان بود. دركارنامه این فرد میتوان مشاهده كرد كه چگونه نیروهای دینی و سكولار در قرن بعدی با یكدیگر روبرو شدند(11). او در راه خود و برای ایجاد شور سیاسی ودینی از اسدآباد درایران، محل تولد خود، به افغانستان، هند، فرانسه، انگلیس، روسیه و سرانجام به دربار عثمانی رهسپار شد و درهمه جا رهبری شور و طغیان سیاسی ودینی علیه استعمارگری غربی و متحدان بومی اش رابعهده گرفت و همه را برای اتحاد خارجی و اصلاح داخلی جهان اسلام فرا خواند. بسیاری دیگر نظیر محمد عبدو و راشد رضا درمصر و انقلابهای مشروطه خواه درایران، مصر و تركیه راه او را دنبال كردند(12). او بوضوح پیشرو قیام نهضت های اسلامی اواخر قرن بیستم دربسیاری از مناطق خاورمیانه بود. چه بسا بتوان او را پدرخوانده اخوان المسلمین در دنیای عرب و جنبش جمهوری خواهی اسلامی در ایران نیز خواند.
میراث افغانی چهارگانه بود: ضد امپریالیزم، ضدحكومت خودكامه، نظامی گرایی اسلامی، و اصلاح اسلامی. این چهار خصیصه به نهضت های مشروطه خواهی درتركیه عثمانی، مصر و ایران نیز تسری یافت. احساسات انقلابی تحت تاثیر شكست ژاپن از روسیه و انقلاب روسیه در 1905 بود. اگرچه مشروطه عثمانی بسیار كوتاه مدت بود ولی انقلاب ترك های جوان در 1908 آنرا تثبیت كرد (13). درایران نهضت تنباكو در 1891، ترور ناصرالدین شاه در 1898، و انقلاب مشروطه 1905تا 1909 همه می تواند در نفوذ افغانی ردیابی شود. دربین علمای شیعی چند جریان مشروطه طلبی وجود داشت. یك دسته مسلط به رهبری آیت اله ها بهبهانی و طباطبایی بودكه مشروطه خواه بودند. گروه دیگر به رهبری آیت اله مدرس بود كه بدلیل در تخالف بودن قانونگذاری مجلس و سكولار بودن مشروطیت با نص صریح شریعت، مخالف آن بود. درپی پیروزی انقلابیون مشروطه خواه، نوری اعدام شد ولی پس از 70 سال درانقلاب اسلامی 1979 از نوری بعنوان قهرمان انقلاب اسلامی یادشد(14).
ملی گرایی و جنبش های دمکراتیک درحال پیدایش با دشمنان خارجی قدرتمندی روبرو بودند. درایران پیمان مخفی میان روس و انگلیس در 1907 کشور را به دو حوزه نفوذ به ترتیب درشمال و جنوب تقسیم کرده بود. استان های میانی کشور نیز دراختیار حکومت ایران بود تا بعنوان یک سپر و میانگیر عمل کند(15). درمصر انقلاب افسران نظامی مصری در1881 تحت رهبری ژنرال احمد عرب از افغانی تاثیر پذیرفته بود. این اولین بیان آزادانه یک جنبش ملی گرایانه دربرابر سلطه خارجی و ترکی بود که به حکومت مشروطه معروف بود. پس از یک دوره آشفتگی مصر وسودان به مستعمرات واقعی بریتانیا مبدل شدند.
بنابراین سکولاریزه شدن و دمکراتیزه شدن روبه ترقی دارای دستاوردهای جسته گریخته و کندی بود. قانون اساسی های جدید ایران، ترکیه و بعدها مصر رونوشتی از قوانین پادشاهی های پارلمانتاریستی غربی ازجمله قانونگذاری سکولار و دمکراتیک آن بود. قدرت های غربی با وجود دادن خدماتی به آرمان های دمکراتیک، سیاست هایشان بیشتر توسط رقابت و همکاری های بین امپریالیستی شان تنظیم میشد تا میل ذاتی به حرکت خاورمیانه بسوی جوامع سکولار و دمکرات. درنتیجه نفوذ روزافزون غرب در خاورمیانه ، توسعه سیاسی وفرهنگی دوگانه گرا به روند اصلی تاریخی درقرن بیستم تبدیل شد. مثلا درقانون اساسی ایران یک ماده قانونی به کمیته پنج نفره ای از مجتهدان برای تصویب قوانین مصوب مجلس شورای ملی پیش بینی شد تا مطابقت آنها با شرع را تضمین نماید. نخبگان ظعیف بنیاد حکومتی نیز درسیاست های سکولاریزه شدن بدون دمکراسی همسو با قدرت های غربی بودند. لذا در میان مدت توده ها نسبتا به حفظ باورداشتهای و اعمال دینی خود پرداختند.