تبلیغات
" جامعه شناسی ایران " Sociology of Iran - Crisis of sociology in Iran
اگوست کنت کارل مارکس سایت جدید جامعه شناسی ایران پس ازتلاش بسیار آماده بهره برداری و ورود اطلاعات است. با دیدن سایت، نظرات و رهنمودهای خود را بیان کرده و با آگاهی از بخش نحوه همکاری، با سایت همکاری کنید.درهمین جا كلیك كنید امیل دورکهیم یورگن هابرماس
ده گفتار در10 نوبت

این وبلاگ را صفحه خانگی خود كنید !    به مدیر وبلاگ ایمیل بزنید !    این وبلاگ را به لیست علاقه مندی های خود اضافه كنید !


جامعه شناسان بدون مرز:ایران
سایر نوشته های علی طایفی
شکاف جنسی درایران
شناخت مسئله اجتماعی
نگرش ایرانیان به روابط جنسی
پیوستارخدمت تا خیانت
عرفی شدن و مردمی شدن2
عرفی شدن و مردمی شدن1
عصر امپراتوری،پایان ایده مالكیت
جامعه ش. جامعه مدنی شیعی
پس ازپایان تاریخ قوکویاما
چالشهای دمکراسی درایران
اسلام،مسیحیت ودمکراسی
فرهنگ قناعت ایرانی
بحران جامعه ش.درایران
ایران ازبزرگترین بدهكاران دنیا
ایران:كشاكش سنت ونوگرایی
سریازی كودكان
گزارش ختنه زنان در جهان
فرهنگ،توسعه وبهره وری
جامعه شناسی صدقه
جوامع بر پایه دانایی وآزادی بیان
رتبه 33 ازنظر تعداد اعدامها
رسانه ایرانی در سیمای جهانی
نیروی نظامی ایران درجهان
ازچهارده قرن تا چهارده دهه تضاد
بهداشت ایران:رتبه میانی دردنیا
آزادی در ایران: رتبه 118
افت آموزش در ایران
پایان عصر اقتدارگرایی
ازسید ضیا تا سید خاتمی
فرهنگ تسلیم، ستم پذیری
فقروفاصله طبقاتی درایران
آسیب شناسی اپوزیسیون
از زندان تا اعدام کودکان
راهیابی مسائل کودکان
تأمین اجتماعی در ایران
بیانیه های سیاسی
خانواده مقدس
فرهنگ علمی ـ پژوهشی
ازدواج و طلاق كودكان
كودكان کار
ازفرار تاگردش مغزها
فرار مغزها یا شكار
تاسف یا تعقل
سرمایه های گریز پا
فرهنگ بیگانه ستیزی
مهاجرت یا فرار مسلمانان
بین المللی كردن علوم اجتماعی
نسل چهارمی ها
زنان سنتی وزنان مدرن
فرار نخبگان
الگوهای سنت ومدرنیزم
مسجد و کتابخانه
عینیت و اصل عقلانیت
پوپر ، وبر و رویكرد عقل گرایی
استفاده نظامی ازکودکان
مفهوم گنگ كودكی
پاردوکس معاش و معاد
زنان بدون مردان
كودكان بدون تامین
تشكل کارگری:رؤیای بی تعبیر
آموزش رسمی واپسگرا
آموزش واپسگرا ! -۲
از كیست كه برماست?
از كیست كه برماست؟-2
بی شكلی كارگران ایران
خلق را تقلید شان بر باد داد
زندان زنان و زنان زندانبان
کودکان خشونت
کودکان خیابانی
رانتهای تحصیلی
پسر کو ندارد نشان از پدر
اجتماع بیش از دو نفر ممنوع
روسپیگری در ایران
کودکان بی هویت
آدم آدم است ؛آدم؛ َمرد
حجاب مردان
كام ایرانی، آمیزش جنسی


نما آهنگ مسائل اجتماعی
گزارش های اجتماعی ایران
وضعیت خشونت در خانواده
مرگ و میر ناشى از آلودگى هوا
كسالت روانى
آمار آسیب‏هاى اجتماعى
كودك , انسان, جنگ و دیگر هیچ
فقیرترین فقراى ایران
شاخص هاى فساد دولتى
محرومیت نابینایان كشور
گزارشی جرایم جنسی در ایران
رده بندی جهانی آزادی مطبوعات
سوءتغذیه كودكان كشور
معاینه بكارت،نقض حقوق زنان
آمارهاى كودك آزارى در ایران
سن خودكشى در زنان ایرانى
5000 قتل به نام ناموس
وضعیت خودکشی در ایران
بیكاری و اشتغال زنان
گریز از خانه
خشونت علیه زنان
خشونت خانگی علیه زنان
وضعیت سواد دانش آموزان
جایگاه ایران ازنظر معتادان
!هر سه دقیقه یك نفر معتاد
۷۶ میلیون بارداری ناخواسته
دختران فراری
كودكان سرباز
اعتیادزنان درخانواده
زایمان زنان در زندان!
جامعه ایران درمقیاس جهانی
گزارش آزادی در ایران
گزارش فیلتر اینترنت در ایران
گزارش كودكان سرباز در ایران
مشکلات جنسی و طلاق در ایران
گزارش تولید علم در ایران
گزارش عفوبین الملل درباره ایران
گزارش آزادی مذهب در ایران
تن فروشی دختران ایرانی دردبی
خرافات در ایران
شاخصهای کودکان در ایران
تغییر جنسیت درایران
سقط جنین درایران
یك طلاق به ازای هر ۶ ازدواج
10برابر شدن زندانیان از ۵۸
اختلال روانی زنان۲ برابر مردان
خوابگاه دختران زابل
شیوع 21%ناباروری
بیكاری زنان دو برابر مردان
گ.عفوبین الملل:ایران
ایران مرکزتردد سوداگران زنان
افزایش روزانه 110معلول
5200 پرونده تجاوز خانگی
۵ میلیون ایرانی در فقر مطلق
آسیب شناسی نخبه گریزی
نقدی بر ج.ش. درایران
جامعه شناسی،دور ازجامعه
آیا علوم انسانى ماعقب مانده؟
بحران های اجتماعی درایران
گ.تفصیلی از زندان های ایران
میانگین فضای هرزندانی9متر
گ.كودك آزاری در ایران
گ.تصویری فروش کلیه درایران
نقش استثمار بر دار قالى
چرخه فقردرایران
تحلیل انجمنهای غیردولتی درایران
تجارت زن درایران
آزادی مطبوعات درایران
ایرانیان نسل دوم:مهدی
تصویرفقر درایران
تحصیل دختران درایران
تجارت انسان درایران
سوءاستفاده ازکودکان خیابانی
جمعیت شهرنشین


آلبوم مسائل زنان
گفتگوبا جامعه شناسان ایرانی
آثار جامعه شناسان ایرانی
آثار ونوشته های ایرانیان
ورای ترقیخواهی:عباس میلانی
نظریه توطئه: احمد اشرف
سكولاریزم:نیكی كدی
غربتی: عباس میلانی
جامعه ش.نخبه كشی:رضاقلی
امتناع تقکر: آرامش دوستدار
زنان و بنیادگرایی:هاله افشار
لیبرالیزم اسلامی:اشرف و .
دولت اسلامی وج.مدنی:عزیزی
قشربندی نیروی كار: بهداد و .
تبارشناسی استبداد:احمدسیف
ستیز و مدارا: رامین کامران
ایران ودمکراسی:مجتهدزاده
نظریه فقیه ـ شهریار:فشاهی
فقر وساخت قدرت:راغفر
فقر ونابرابری:بهروز زنوز
كار درجامعه شناسی:ابراهیمی
‎ پژوهش جامعه ش.:عبداللهی
تحقیق وتوسعه علمی:سرایی
جامعه شناسی شادی:سعیدی
پارادایم وجامعه ش.:برات نژاد
تجربه نوسازی دولت:طباطبایی
ایمان کوربه دولت:میرسپاسی
نظریه انتقادی هابرماس:حقیقی
جامعه شناسی خودمانی:نراقی
جامعه ش.اساطیر:سپیدنامه
جامعه شناسی ادبیات:پوینده
جامعه شناسی درایران:مهدی
دولت،ایدئولوژی وانقلاب:پارسا
ایران وجهانی شدن:محمدی
اسلام،دمكراسی و.:جهانبخش
زنان در جامعه اطلاعاتی:احمدنیا
جامعه ودولت در ایران مدرن
ارمنیهای لس آنجلس:بزگمهر
ایرانیهای لس آنجلس:صباغ
لیبرالیسم: اکبرگنجی
مانیفست جمهوری:گنجی
ارزیابی مدرنیته:م. ملكیان
یافته جدیدقرآن پژوهی:رها
جهان نگری مسلمانان:معدل و..
فقرجامعه شناس ایرانی:بیات
غ. صدیقی وج.ش:اشرف
لیبرالیزم نو درایران:زرافشان
فرهنگ جنسی:کاهن
نمونه ناب روشنفکری:جهانبگلو
ایران پس از جنگ:سمیعی
جنبشهای دینی ایران:صدیقی
خشن ترین شکل حکومت:عنایت
شناخت:آریانپور
بحران دولت ایدئولوژیک:بشیریه
نمونه ناب روشنفکری:جهانبگلو
دمکراسی وحوزه عمومی کاتوزیان
تجربه نوسازی دولت:طباطبایی
تفكراجتماعی:لهسایی زاده تجربه نوسازی دولت:طباطبایی
نظام صنفی وج.مدنی:اشرف
روشنفكری ومدرنیته:بروجردی
امنیت انسانی:نجم آبادی
معنای دولت وملت:آجودانی
تاریخ روشنفکری ایران:گنجی
بحران هویت ملی قومی:اشرف
پیشگامان مدرنیزم:مهدوی
موانع گفتگو اسلام وغرب:بشیریه
آسیب‌ش. فرهنگی:فكوهی
جامعه ومردم پیچیده: پیران
سپاه دانش درعصرپهلوی:صباحی
روشنفکری دینی:جهانبخش
چالشهای مدرنیسم:توسلی
بازخوانی روشنگرىِ كانت:افشاری
خیزش زنان درایران:کردوانی
موادمخدردرایران:رئیس دانا
نگرش مثبت اموزش دختران:شیخی
مشارکت اجتماعی دانش آموزان:پیران
برنامه ریزی خانواده:آقاجانیان
قربانیان2نظام و1فرهنگ:ناطق
جامعه دولت وزنان:افخمی
دین عرفان وجادو:طبری
وبرونظریه قدرت:پرهام
شهروندی ازحق تا..:پیران
NGOحکومتی ودمکراتیزه شدن:هود
تحقیقات ج.ش:شادی طلب
بررسی روش شناختی:کتبی
مشکلات آموزش ج.ش:لهسایی
مسائل پژوهش ج.ش:عبداللهی
فنون کیفی درع.اج.:پیران
گفتمان دینی-سیاسی:جهانبخش
گفتمان متضادزنان:فرهی
بازارموادمخدر:رئیس دانا
توریزم فرهنگی:مونتگمری
جنبشهای ایرانی:مجتهدزاده
سرمایه اج. وتندرستی:کرراهی
سرمایه اج جامعه مدنی:احمدی
ایدئولوژی مشروطیت:آدمیت
آزادی درمشروطیت:کاتوزیان
اجتماعیون عامیون:آجودانی
طبقه تجاردرمشروطیت:ترابی
جامعه ش. شاملو:کاظمی
چرازنان شوهران رامیکشند؟ کیانی
جامعه خودرابشناسیم:رواسانی
انجمنهای زنان مشروطه:سعیدی
سرمایه اج جامعه مدنی:احمدی
ایدئولوژی مشروطیت:آدمیت
امین الضرب:ازپیشگامان تجدد:مهدوی
معنای تاریخی دولت وملت:آجودانی
نگرش خانواده ایرانی:کورزمن
مهاجریاتبعیدی:وزیری
موانع ج.ش.:شریعتی
وضع اج زن درایران باستان
صلح طلبی درمیان ایرانیان خارج
سیرفلسفه درایران:آریانپور
کودکان وجوانان ایران:شیخی
بازار جنسی فروش دختران
ارزیابی سرمایه اجتماعی
ج.ش.ناکامی زنان تالش
تحمل دگراندیشی:احمدی
جامعه ش.مردانگی:ادیبی
آینده باروری درایران:عباسی
قانون اقتدار وجنسیت درایران
دومفهوم اسلام:قمری تبریزی
ج.ش.موسیقی: هاوکینز
اقتداروجنسیت:هالپر
یک انقلاب یا دو؟:مقدم
تحولات اج.وباروری:عرفانی
اعتراض دانشپژوهان اسلامی علیه دولت
نگرش مثبت آموزش دختران
دین ورسانه ها:خیابانی
ج.ش سکتاریزم:دراج

پایان نامه های جامعه شناختی
پژوهشهای جامعه شناختی
بانك اطلاعات مشکلات اجتماعی
پژوهشگاههای اجتماعی-فرهنگی
پ.فرهنگ،هنر وارتباطات
موسسه پژوهش وبرنامه ریزی
پ.اطلاعات ومدارک علمی
پ.تعلیم وتربیت
مرکز تخقیقات علمی کشور
مرکز مطالعات زنان
دفترپژوهشهای فرهنگی
موسسه مطالعات تاریخ معاصر
موسسه عالی پژوهش مدیریت وبرنامه ریزی
مرکزمطالعه و توسعه رسانه
شورای پژوهشهای علمی
پژوهشکده زنان
موسسه پژوهشهای سیاسی
موسسه تحقیقات بین المللی
پژوهشکده جامعه پژوهی ایران
مرکزمطالعات زنان
موسسه تحقیقات اجتماعی
جامعه بین مللی مطالعات ایرانی
انجمن امریکایی مطالعات ایرانی
بنیاد مطالعات ایرانی
مرکز مطالعات ایرانی.تورنتو
کانون پژوهشهای ایران باستان
گروه مطالعات ایرانی
آکادمی مطالعات ایرانی.لندن
موسسه مطالعات فارسی
مرکز مطالعات ایرانی
مطالعات ایرانی هاروارد
مطالعات ایرانی وفارسی
دپارتمان مطالعات ایرانی
موسسه مطالعات فارسی
مرکز مطالعات ایرانی
مطالعات ایرانی هاروارد
مطالعات ایرانی وفارسی
دپارتمان مطالعات ایرانی
پایگاه اطلاع رسانی محققان اج
بانك مطالعات واطلاعات جوان
پایگاه اطلاع رسانی محققان اج.
تاریخ ادبیات کودکان
بانک اطلاعات ادبیات وفرهنگ کودک
مطالعات پیمایشی اروپا
بانک اطلاعات مسائل اجتماعی
دفترمطالعات وتوسعه رسانه ها
مرکزمطالعات سایبرژورنالیزم
شبکه تحقیقات علوم اج.
علوم تحقیقاتی مهرنا

نشریات جامعه شناختی
آرش
آتیه
تلاش
رهیافت
بانك اطلاعات نشریات كشور
نشریه نامه
فرهنگ توسعه
نامه جامعه شناسی ایران
فصلنامه تامین اجتماعی
رفاه اجتماعی
نامه انجمن جامعه..1
نامه انجمن جامعه..2
دانش و مردم
فرهنگ پژوهش
نامه علوم اجتماعی
اموربین الملل خاورمیانه
بنیادمطالعات ایران
نشریه ج.ش. امریکایی
نشریه ایرانی دفاع ازدمکراسی
نشریه ج.ش.انگلستان
لحظه ایرانی: تلیه
بلاگ حسین بشیریه
نظریه های اجتماعی مدرن
نشریه ج.ش. تطبیقی
نشریه تاریخ اجتماعی
منابع اینترنتی ج.ش.
روش شناسی ج.ش.
ج.ش.آموزش
فصلنامه دفاع از دمکراسی
نشریه تدبیر
دفترطرحهای ملی
جامعه شناسی روستایی.
اموربین ملل خاورمیانه
فصلنامه تحلیلی ایران
جامعه شناسی خانواده و ادبیات
فقر وفحشا
علوم اجتماعی مجله رشد
دانشنامه جامعه شناسی رشد
آمارآموزش عالی ایران
SPSS
مطالعات فرهنگی رادیکال
حلقه جامعه‏شناسی چارسوق
پژوهشنامه علوم انسانی
فصلنامه جمعیت
فصلنامه فرهنگ اندیشه
فصلنامه فرهنگ
اطلاعات سیاسی - اقتصادی
ماهنامه ناقد
نامه علوم اجتماعی
نشریه الکترونیکی ج.ش

کتابهای جامعه شناختی
ج.ش. اقتصادی: دوبین
ج.ش. موادمخدر
پژوهش نامه: آریانپور
نقد مکتب فرانکفورت:حمید
راهنمای تدوین مقالات علمی
توتالیتاریسم: هانا آرنت
ساختارقدرت درایران:بوچا
نقد اخلاق پروتستان وبر:تانی
خدامرده است!:بروس
فوکو و انقلاب ایران:افری
ایران:ادیسه قرن20:فرای
اثرنظریه آشفتگی بر ج.ش.
چالشهای دمكراسی درخاورمیانه
چارچوب تحرك اجتماعی درایران
اسلام:مفاهیم انتقادی ج. ش.
جامعه اسپارتاکوس:لوگزامبورک.
جنبش اج. ایران:پولسون.
قانون ونمایندی زن ایرانی:هالپر
گذار باروری درایران:شاوزی
جامعه ایران و نظامیگری
زنان مسلمان و جامعه مدنی
ایدئولوژی و اتوپیا:منهایم
جامعه ش.فرهنگ:منهایم
ج. ش.سیستمی:منهایم
نقش شخصیت درتاریخ:پلخانف
زناشویی واخلاق:راسل
خرافات و نحسی اعداد
ج.ش. شناخت:رضوی
فهرست کتابخانه های کشور
فهرست کتابخانه های جهان
کتابهای رایگان فارسی
زنان درجامعه شناسی
جستجو درکتابخانه های کشور
نظریه قدرت
فهرست کتب ج. ش.
کتب ج.ش.سیج
کتب ج.ش.هند
کتب ج.ش.دانشگاهی
ج.ش.ومسائل اجتماعی:الوود
نظریه فرهنگ:اسملسر
زن واقتصاد:گیلمن
جامعه مدنی
نهادگرایی جدید درج.ش.
کتب ج.ش.هند
جوامع بدون مرز
بانک اطلاعات ادبیات وفرهنگ کودک
طبقه وکاردرایران:بهداد
جادوزدایی ازجهان:وبر
علوم اجتماعی دراروپا
ج.ش. رادیکال
بنیانهای ج.ش.رادیکال1
بنیانهای ج.ش.رادیکال2
بنیانهای ج.ش.رادیکال3
جامعه پذیری کودک
نرم عمل متقابل:گولدنر
ج.ش.رادیکال دروکیم و موس
دو مارکسیزم:گولدنر
کتابنمای جهانی
ج.ش. رادیکال
تاریخ امپریالیزم اسلامی
نقدی برامپریالیزم اسلامی

پیوندهای اجتماعی و فرهنگی
نظرسنجی
بنظرشما علت عمده عقب ماندگی ایران چیست؟* جدید*






جستجوگر علمی

با واردکردن واژه یا اصطلاح موردنظرتان می توانید به اطلاعات مرتبط با آن در درون سایت و فضای عمومی شبکه دست یابید.

در این سایت
در اینترنت
در این سایت

اشتراک خبرنامه


آدرس های دیگر وبسایت
آرشیو و سایرصفحات
آرشیو موضوعی
نگرش سنجی
دوشنبه 4 اردیبهشت 1385
Crisis of sociology in Iran

 

بحران جامعه شناسی در ایران

                                    ***

جامعه شناسی در ایران فاقد نقش و جایگاه علمی و اجتماعی لازم برای شناسایی و راهیابی مسائل جامعه از یكسو، و طرح وتوسعه یافته های پژوهشی برای دستیابی به نظریه های وثیق وقابل اعتماد و پایایی در حوزه های مختلف جامعه شناسی از سوی دیگر است. در اینجا به تعبیر كواكبی در اثر خود بنام” طبایع الاستبداد“ باید اذعان داشت در نظام های دیكتاتوری، علوم اجتماعی بویژه جامعه شناسی نمی توانند رشد یابند....

بحران جامعه شناسی در ایران:

                          از ماركسیزم تا جامعه شناسی اسلامی

  مقدمه

  دانش جامعه شناسی بعنوان یكی از رشته های علمی برخاسته از متن رنسانس در قرون  هفده و هجده و رشد یافته در قرن نوزده و بیست، دارای تاریخ بلند و پرفراز و نشیبی است. با وجود قدمت بیش از دوقرن شكوفایی رسمی دانش اجتماعی و قریب بیش از یك قرن و نیم علم جامعه شناسی در غرب بویژه اروپا و سپس امریكای شمالی، سابقه طرح و توسعه این رشته علمی در ایران برون زا و بگونه دیگری است. بطوریكه همانند بسیاری از علوم مبتنی بر روشهای كسب، كشف واقعیت و تحلیل و سنجش تحولات وتغییرات آن، رشته جامعه شناسی از نوپدید ترین دانش و رشته علمی دانشگاهی و آموزش رسمی در ایران است. امروزه پس از گذشت بیش از 80 سال از طرح جامعه شناسی در ایران، هنوز دارای مشكلات و نارسایی هایی بسیاری است كه مهمترین آنها عبارتند از:                                          

  1) تولید نظری بسیار نازل بوده و به بیان دیگر كمتر نظریه ای برای تبیین مسایل متعدد ایران در حوزه های مختلف جامعه شناختی از درون تحقیقات اجتماعی نظام یافته و مبتنی بر سلسله ای از قوانین تجربی یا تحلیلی بدست آمده است،     

  2) مدرسان و اساتید جامعه شناسی در انجام تحقیق یا راهنمایی و مدیریت تحقیقات مربوط به تحصیلات تكمیلی دانشجویان فوق لیسانس و دكترا در مسایل اجتماع هیچ طرح نظری رادنبال و وارسی نمی نمایند،       

   3) همانند تمامی رشته های علمی، پژوهشگر جامعه شناسی مستقلی در ایران وجود ندارد تا بتواند بدون سفارش سازمانها و كارفرمایان دولتی، پیرامون موضوع های نظری و تحلیلی یا مسائل تجربی به تحقیق بپردازد كه بر پایه پیشفرضهای او می تواند به یك تولید نظری منجر شود،  

   4)از سوی دیگر میان تحقیقات اجتماعی و علمی در حوزه های مختلف جامعه شناسی با سازمان های سیاست گذار، برنامه ریز و اجرایی در امور اجتماعی و فرهنگی كشور ارتباط ارگانیك، اندامواره و پویایی وجود ندارد،  

   5) كمتر یافته پژوهشی توانسته است به وارسی و آزمون طرح نظری كلان و فرانظریه ای درارتباط با مسائل متعدد و متنوع جامعه در ایران بپردازد، 

   6) انجمن علمی و تحقیقاتی مستقلی برای رشته جامعه شناسی وجود ندارد. تنها انجمن موجود نیز با دهها مشكل ساختاری، بودجه ای و برنامه ای، دارای راهبردهای روشن و خود بنیادی برای تحقیق و توسعه این رشته علمی نمی باشد و از نظر مالی و عملی به كارفرمای بزرگی بنام دولت وابسته است،

  7) علاوه براین رشته جامعه شناسی به دلیل حساسیت موضوعات مورد بررسی همواره دارای چالش های جدی با نهاد قدرت بوده و خواهد بود و از همین رو نیازمند یك انجمن صنفی است كه در صورت هرگونه مخاطرات شغلی، بیكاری یا اخراج مدرسان و دانشجویان بتواند از حقوق آنان دفاع نماید. این خلا نیز از دیگر كاستی های این رشته محسوب می شود,    

  8) تربیت و عرضه دانش آموختگان رشته جامعه شناسی در حوزه های مختلف، مبتنی بر نیازهای بازاركار، ضرورتهای پژوهشی و تولید علمی درایران نیست، به گونه ای كه از یكسو دانشگاههای ما از فقر وجود داتش آموختگان این رشته در سطوح دكترا و بالاتر رنج می برد و از سوی دیگر چه بسیار دانش آموحتگان این رشته كه در مشاغل غیر مرتبط با آموخته هایشان مشغولند،

  9) زبان انگلیسی نه تنها در ساختار آموزش عمومی تا قبل از دیپلم، بلكه در سطح دانشگاهی نیز چنان وضعیت نابسامانی دارد كه صرفنظر از دانشجویان و دانش آموختگان، بخش مهمی از مدرسان دانشگاهی رشته جامعه شناسی نیز از خواندن یك متن ساده تخصصی به زبان دیگر عاجزند. از اینرو كمتر نظریه ای توسط كارشناسان و پژوهشگران این رشته، از روی متون اصلی صاحبنظران آن مطالعه و درك شده است و

  10) درنهایت این دانش نتوانسته است در زمینه طرح نظریه ها و روش های تحقیق پیرامون مسائل جامعه ایران در حوزه های مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، آموزشی، علمی، حقوقی، شهری ، روستایی و ... در فضاهای دانشگاهی و بویژه غیر دانشگاهی به موفقیت لازم برای شناسایی و فهرست بندی اولویت های تحقیقاتی در حوزه های مختلف جامعه شناسی و هدایت و حمایت از پژوهش ها و یافته های آن برای چاره جویی مسائل جامعه ایران برسد.                                                                                               

  عمده هدف این نوشتار پرداختن به تاریخچه، نقش وجایگاه جامعه شناسی در ایران، دریافت فراز و فرودها و توفیق و توقیف های این رشته و صاحبنظران و علاقمندان آن در ایران معاصر برای پرداختن به دلایل ساختاری و تاریخی عمده مسائلی است كه در بالا اشاره شد. پرسشهای اصلی در این مقاله عبارتند از:                                                                  

 -- دانش جامعه شناسی از نظر محتوای آشنایی بدان در جامعه ایران از چه سال و دوره ای وارد ایران شد،  

 -- چه كسانی پیشتازان طرح نگرش ها ومكاتب جامعه شناختی بودند و این رشته رابه میان مردم و فرهنگ عامه برده و با عقل سلیم یا حكت عامیانه به چالش درانداختند،     

 -- میزان و كیفیت شناخت، تحلیل و نقد مسائل اجتماعی و فرهنگی در بین صاحبنظران این رشته در دوره طرح و رشد این علم در ایران چگونه بوده است،         

 -- آیا علاوه بر رشته جامعه شناسی رسمی در دانشگاههای ایران كه از دوران پهلوی تا امروز كلاف و قلاف اصلی این دانش در انحصار آموزش رسمی و دولت مدار بوده است، جریان دیگری بنام جامعه شناسی غیر رسمی نیز وجود دارد؟ مختصات، نحله ها و اندیشمندان اصلی این دو جریان كدامند و 

  -- میزان عمومی سازی  و نه عامی سازی این رشته توسط كدامین جریان راهبری شده است و چگونه؟ 

  برای ترسیم نسبی تحولات این رشته علمی و پاسخ گویی به سؤالات پیش گفته، دراین نوشتار ناگزیراز دوره بندی و تقسیم بندی دوگانه ای هستیم كه بتواند این فراند و نقش های مهم رشد جامعه شناسی در ایران را بر نماید. از اینرو با تقسیم بندی دو بخش رسمی و غیر رسمی در این رشته،  دو دوره را نیز باید ازهم باز شناخت:  دوره نخست از ابتدای قرن حاضر-خورشیدی- تا انقلاب 57 و دوره دوم از سال  وقوع انقلاب تا كنون.                                  

                                                                                        

  دوره پیش از انقلاب: جامعه شناسی ماركسیزم در برابر جامعه شناسی رسمی  

                             

    مروری بر تاریخ طرح اندیشه ها ونگرش های جامعه شناختی در ایران نشانگر این است كه در تاریخ معاصر ایران دو جریان اصلی در رشته جامعه شناسی پدید آمده است. به بیان حسین ادیبی در اثر ماندگار او بنام ” نظریه های جامعه شناسی“(1)، جامعه شناسی ایران در دو قالب رسمی و غیر رسمی فعالیت علمی و اجتماعی خود را آغاز كرد. همانند ورود بسیاری از نمودها، نمادها و نهادهای نوین به ایران كه از صدر مشروطیت پایه های نخستین آن طرح ریزی و سپس در دوره نوگرایی دولتی درعصررضا پهلوی پیگیری شد، دانش جامعه شناسی در ایران نیزدر دو فرایند، روند و تاریخ متفاوت وارد ایران شد.  می توان به جرات بیان كرد كه سالها پیش از ورود جامعه شناسی رسمی در دانشگاههای ایران و تدریس و تربیت دانش آموختگان این رشته،  این دانش توسط بخشی از منتقدان و دانش آموختگان بیرون از نظام سیاسی و آموزش رسمی وارد كشور شد.                                                        

    مهمترین نقش ورود و طرح و توسعه این دانش در ایران را می توان بنام جنبش چپ در ایران زد.بطوریكه جریان موسوم به حزب كمونیست ایران و سپس گروه 53 نفر بویژه شخصیت هایی مانند تقی ارانی، اسكندری و.. از زمره افرادی بودند كه آموزه ها، مفاهیم و نظریه های جامعه شناسی وقت اروپا را برای نقد و تحلیل مسایل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایران با زبان ساده و مشخص در تبیین مسائل و تحویل به مخاطبان خود مطرح ساختند هرچند كه خود دانش آموخته این رشته نیز نبودند.                                                                          

    بی هیچ ارزشگذاری بر این فرایند كه اصولا وابستگی این دانش دراین مقطع به جنبش چپ در ایران چگونه باعث اعوجاج و گاه كج فهمی های اجتناب ناپذیر از این رشته گردید، هم زبان با حسین ادیبی باید بیان كرد كه جامعه شناسی پیش از غلامحسین صدیقی درایران طرح  و درگیر مسایل ایران شد. آثار منتشر شده در دهه بیست، دهه سی، چهل و اواخر پنجاه با همه فراز و فرودهای ناشی از فشار استبداد دولتی در ایران و فوران انتشارات جامعه شناختی در سالهای نخست انقلاب در ایران چنان است كه درصورت كتابشناسی دقیق در شناسایی كمی و كیفی آنهامی توان به جرات اذعان داشت كه جامعه شناسی ایران در بخش غیررسمی نسبت به بخش رسمی و دانشگاهی دارای تولیدات بیشتر، دسترسی بیشترمخاطبان آن و آشنایان بیشتری با نظریه ها و نگرشهای جامعه شناختی بوده است(2). این رشته با وجود داشتن دو بدنه مستقل برای رشد و عرض اندام در ایران، دارای یك خصیصه تكمیلی نیز بود .                                     

   چنانكه شواهد حاكی است فرایند طرح و رشد جامعه شناسی رسمی در بخش دانشگاهی و پژوهشی وابسته به آموزش عالی و مؤسسات پژوهشی وابسته به سازمانهای دولتی در سالهای پیش و پس از انقلاب، ماهیت دستوری و دولتی داشته و از حدود تعیین شده ای برای طرح نظریه ها و روشهای تحقیق و تحلیل مسایل اجتماعی تبعیت می كرد. بطوریكه این رشته در بخش رسمی برای طرح نظریه های جامعه شناختی نقد گرایانه و بخصوص مكتب جامعه شناختی ”تضاد نگر“ یا بطور مشخص درراس آن نظریه های ماركسیستی و نحله های متاثرازآن، دارای محدودیت های جدی بود. از سوی دیگر در بخش غیر رسمی جامعه شناسی، مهمترین نظریه های طرح و ترویج شده متاثراز نظریه های پیش گفته بود و بر خلاف بخش رسمی كمتر از نظریه های موسوم به وفاق در جامعه یاد می شد. لذا با وجود این نقایص در هر دو بخش، در سیمای كلی این دو بخش دارای نقش و كاركرد جبرانی به هم نیز بوده اند.          

  بخش غیررسمی جامعه شناسی در ایران از سالهای دهه بیست بویژه با انتشار جزوات و كتب ترجمه شده از متفكران اندیشه اجتماعی، درصدد انطباق نظریه ها و فرضیه های آنان در جامعه و تاریخ ایران بودند. به درست یا غلط، علمی یا غیرعلمی این فرایند با رهبری متفكران اندیشه چپ در یران بویژه وابستگان حزب كمونیست ایران، گروه 53 نفر و حزب توده در ایران پیش برده شد. واز همین روست كه در این بخش از جامعه شناسی میتوان آثار بسیاری را سراغ گرفت كه بجای آزمون و انطباق نظریه ها با واقعیت، درپی انطباق واقعیت با نظریه ها بودند! البته باید این را نیز توجه كرد كه وابستگی این رشته در بخش غیر رسمی به چریان چپ منحصر به آن نیست. بلكه بسیاری از تولیدات اندیشه ای ایران معاصر خواه نا خواه از تونلی می گذرد كه اندیشه چپ درایران نقب زده بود تا ساختار دولت و قدرت را به چالش انداخته و به زعم خود نوگرایی سوسیالیستی را بر سیمای ایران نقش ونقاشی نماید. تولیدات ادبی، شعر، رمان، تاریخ، ریاضیات، روانشناسی، سیاست و دانش سیاسی،  هنر، موسیقی، فیلم، تئاتر، زیست شناسی، فلسفه، منطق و ازجمله جامعه شناسی بشدت متاثر از این اندیشه و نحله فكری مبتنی بر ماركسیزم دراروپا بوده است.                  

سالهای بیست تا قبل از فروپاشی حكومت پهلوی اول و دستگیری و سركوب گروه 53 نفر در ایران، نخستین سالهای طرح اولیه نظریه های دانشمندان و صاحبنظران جامعه شناسی  و اندیشه اجتماعی اروپا در ایران بود. این فرایند از اواخر دهه دوم تا اوایل دهه سوم یك دوره فترت را طی كرده و با كمترین آثار به ادامه حیات سیاسی  و نه اجتماعی خود ادامه داد. هر چند كه بسیاری از متفكران حوزه های مختلفی كه پیشتر از آنها یاد شد به اشكال مختلف در آثار خود این اندیشه را بنحوی بازتاب می بخشیدند. دهه سوم  نیز سالهای فعالیت نسبی این اندیشه در ایران و رشد این بخش بود. دهه چهارم بویژه پس از كودتای 28 مرداد و ممنوع شدن  فعالیت احزاب سیاسی خاصه چپ در ایران، رشد این بخش از بدنه جامعه شناسی غیررسمی دارای وقفه هایی شد. ظهوراندیشمندانی مانند آریانپور در بخش جامعه شناسی غیر رسمی و نیروهای چپ ایران و بعد هاحضور صاحبنظرانی مانند شریعتی در بین مذهبی ها، زمینه طرح هرچند توام با ستیز اندیشه های اجتماعی وابسته به مكتب تضاد را در ایران فراهم ساخت. در این میان می توان به جرات بیان كرد بویژه در سالهای دهه چهل و پنجاه،  اندیشه جامعه شناختی مبتنی بر تضاد بعنوان خصیصه اصلی جامعه شناسی غیر رسمی در ایران متاثر ازآثار این بخش از متفكران ایرانی بوده و حتی در فضاهای رسمی دانشگاهی و پژوهشی دولتی نیز می توان بارقه هایی از آن را دید.      

   برخلاف این بخش، بدنه رسمی جامعه شناسی كه با حداقل دو دهه تاخیردرمحیط های دانشگاهی جای باز كرده و دانشجویانی را تربیت و وارد جامعه كرد،  باهمه امكانات دولتی و بودجه و فضای نسبتا آزاد برای طرح آن بخش از نظریه های بی گزند و مصون از هرگونه نقد و چالشگری ساختار قدرت، دارای رشد لازم نبود. اولین طرح درس جامعه شناسی را می توان از آثار دكتر یحیی مهدوی در دانشگاه دانست كه بنام علم عمران تدریس شد. چند سال یعد دكتر غلامحسین صدیقی با ساخت واژه معادل این رشته در غرب، ”جامعه شناسی“ را وارد ادبیات علمی و اجتماعی ایران كرد. بسیاری از كتب ترجمه شده  و یا نگاشته شده در جامعه شناسی رسمی، متاثر از اندیشمندان و نظریه های اهل وفاق یا محافظه كارانه درجامعه نظیر گاركرد گرایی و ساختار گرایی بودند(3).     

  نامه علوم اجتماعی نیز با وجود برخی چهره های نامدار فعال در آن و مؤسسه تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران بعنوان اولین سازمان پژوهشی جامعه شناختی در ایران، دارای آثار تحقیقی ارزشمند ولی عمدتا سفارشی، خنثی و حافظ وضع موجودی بود كه بیش ازاین نیز ازفضای اختناق انتظار نمی رفت. ترجمه های گورویچ توسط حسن حبیبی،  آثار كاظم ودیعی، احسان نراقی،  راسخ،  فرهت قائم مقامی و بسیاری دیگر و پژوهشهای این گروه ازفعالان بخش رسمی جامعه شناسی فقط توانستند روح سرگردان جامعه شناسی را دركلاس های درس و بحث های علمی تعریف شده،  زنده نگهدارند.        

   میزان تولیدات علمی، اعم از كتب، مقالات وگزارشهای پژوهشی جامعه شناختی دراین دوبخش در طول دوره حیات شان در پیش از انقلاب، گویای عقب ماندگی بخش غیر رسمی از نظر كمی و یكسویه بودن رشد هر دوبخش از نظر كیفیت و تنوع آرا و اندیشه های جامعه شناختی طرح شده درهر دو حوزه بوده است. ازسوی دیگر وجه ممیزه این دوبخش نسبت به یكدیگر این است كه جامعه شناسی غیر رسمی بیش از جامعه شناسی رسمی توانست با همه یكسویه نگری، طرح ناقص نظریه ها، انطباق بی اندیشه نظریه ها باوقایع و تاریخ تحولات ایران و طرح و نقد غیرعلمی برخی نظریه ها خواه از سوی متقكران چپ و خواه متفكران مذهبی مانند شریعتی، در توده ای ساختن یا به تعبیر دقیق تر تكثیر آرا و نظریه های جامعه شناسی در بین لایه هایی از مردم و حتی دانشجویان بخش رسمی جامعه شناسی موفقیت بدست آورد.      

 

دوره پس از انقلاب: جامعه شناسی علمی در برابر جامعه شناسی اسلامی

   از چندسال پیش از وقوع انقلاب بویژه  از سال 57 تا 60، مهمترین فراز گشایش های سیاسی برای طرح آزاد اندیشه ها و آرای متفكران، فعالان و نویسندگان دانش اجتماعی و سیاسی بویژه جامعه شناسی بود. بیشترین آثار جامعه شناسی غیررسمی درطول این سالها منتشر و دراختیارمردم قرارگرفت. آثارجامعه شناختی افرادی مانند طبری، پرهام، حمیدی، راوندی، فشاهی، شهریاری، اشرف، ترابی، آریانپور، كامرانی،  فضایی، میرفطروس، ادیبی و.. دربین صاحبنظران اندیشه چپ با معرفی و طرح و توسعه اندیشه های مكتب تضاد از زمره مهمترین آثارمنتشر شده بود (4). همچنین دربین صاحبنظران اندیشه های اجتماعی مذهبی، آثار افرادی چون شریعتی، توسلی، حاج سید جوادی، حسن حبیبی و.. از زمره آثار ممتاز و اجتماعی بود كه منتشرشد (5).

با وقوع انقلاب بسیاری از جامعه شناسان وابسته به نظام پهلوی از فضاهای دانشگاهی بیرون رانده شدند و لذا عرصه برای جامعه شناسان غیر رسمی و همچنین جامعه شناسان رسمی كه فرصت طرح آرای خودرا نمی یافتند فراهم شد.  شدت یابی نزاع های سیاسی در ایران و قلع و قمع بسیاری از اندیشه های منتقد و مخالف بارژیم مذهبی جمهوری اسلامی،  بتدریج فضای سیاسی را مجددا متصلب و منقبض ساخت.  تكرار مدار بسته استبداد- آزادی- استبداد  یا سكوت- فریاد- سكوت و اختناق،  بعنوان گره گاه تاریخی توسعه نیافتگی ایران، دوباره باز آفرینی شد. تصفیه دانشگاهها با انقلاب فرهنگی زمینه خفقان دوباره و محاق جامعه شناسی را فراهم ساخت. دهه شصت در آتش كینه های انقلابیون وجنگ طلبان گذشت و در این سالها بسیاری از جامعه شناسان غیر رسمی از جمله صاحبنظران اندیشه و مكتب تضاد و ماركسیزم یا جان باخته و یا جلای وطن كردند. فروپاشی شوروی و الگوی نوگرایی سوسیالیستی در بلوك شرق نیز زمینه مضاعفی برای فروكش كردن اندیشه های این بخش ازجامعه شناسی شد. ازاینرو از نیمه دوم دهه شصت تاكنون دیگر بخش غیررسمی جامعه شناسی رو به افول گذارده و عمده توان این رشته در بخش رسمی به حیات خود ادامه داد.                                                                                              

   درطول سالهای پس ازانقلاب و تعطیلی دانشگاهها تحت عنوان انقلاب فرهنگی، طراحان آن برای بازسازی ضایعه تخلیه دانشگاهها از دگراندیشان، طرح های اعزام دانشجویان به خارج ازكشور و سهمیه ادامه تحصیل ویژه هواداران ایدئولوژیك انقلاب و ولایت فقیه را تحت عنوان سهمیه های مختلف ازجمله برای مدیران دولتی و لایه هایی از نیروهای نظامی و شبه نظامی بسیج را به اجرا گذاردند. ازهمین رو بود كه بتدریج با اتمام دوره تحصیل این گروهها بر پایه رانت های تحصیلی در كشور برای منسوبین منصوبان قدرت، آقازاده ها و فرصت طلبان،  پدیده شبه نخبگان شگل گرفت(6). ازاوایل دهه هفتاد تاكنون، روندهای رشد جامعه شناسی در ایران دستخوش تحول جدی شده است. امروزه بخش رسمی جامعه شناسی همانند دوران استبداد شاهان پهلوی بیشترین امكانات و كمترین نوآوری را در اختیار دارد.    

 چالش اصلی جامعه شناسی هر چند بصورت كاذب و كم مایه میان دوطیف اصلی است كه محصول سالهای برخورد آرا در ایران نیز می باشد. جنانكه در تقسیم بندی جامعه شناسی رسمی از غیررسمی در پیش از انقلاب مطرح شد، با توجه به معیار طرح و توسعه نظریه ها و روشهای تحقیق در مسائل مبتلا به عرصه عمومی جامعه ایران می توان به چند گروه بارز در این دوره دست یافت:        

  گروه نخست بازماندگان و پیروان اندیشه های نقد گرایی،  تضاد و چپ نو هستند كه هراز گاهی در محیط دانشگاهی با همه درایت ها و تدابیرآگاهانه به فعالیت می پردازند. دراین میان اندیشمندانی نیز وجود دارند كه با به میان آوردن آرا و اندیشه های علمی جامعه شناسی در پی طرح و نقد مسایل اجتماعی و فرهنگی بوده و با تلاش علمی خود درصدد طرح نظریه های آزمون شده در جامعه ایران هستند. اعضای این گروه با بینش جامعه شناختی میلزی، به رسالت خود در جامه خواه از نظر علمی و خواه در بعد اجتماعی می پردازند.                       

  گروه دوم جامعه شناسان پس از انقلاب یا متاثر از فضای ایدئولوژیك آن بوده و بخش مهمی ازآنان شامل دانش آموختگان مبتنی بر رانت های تحصیلی هستند. این گروه دارای طیفی با دو قطب تندرو و میانه رو است. در یك سرطیف اسلامگرایان افراطی و كج فهمی قرار دارند كه هنوز در سودای شور سالهای نخست انقلاب و نظریه پردازان انقلاب فرهنگی هستندكه درصدد اسلامی كردن دانشگاهها و رشته های علمی از جمله جامعه شناسی اسلامی  بودند. با وجود اینكه نسل نخست این انقلابیون، به رد آرای خود در آن سالها پرداخته اند، اما عده ای با طرح جامعه شناسی اسلامی در پی سرابی دیگرند. این گروه اززمره توجیه كنندگان نظام سیاسی اند كه مناصب قدرت و مدیریت در بخش های دانشگاهی و پژوهشی را در اختیار گرفته اند. این لایه از گروه دوم بی اطلاع از عناصر دانشی، روشی و بینشی تفاوت میان معارف علمی و دینی، چنان با صلابت از نظر خود دفاع می كنند كه گویی در عالم جامعه شناسی، نسخه های دیگری از جامعه شناسی مسیحی، یهودی، بودایی، و كنفوسیوسی نیز وجود دارد!      

   درطرف دیگر این طیف، جامعه شناسی قرار دارد كه دانش آموختگان مرتبط یا افرادی با اندیشه اجتماعی دینی هستندكه منتقد قدرت بوده و در اندیشه طرح بدیلی برای حفظ نظام سیاسی با قالب های دینی و البته شبه دمكراتیك هستند. افراد وابسته به این طیف قبل ازدغدغه برای حل و فصل مسائل اجتماعی جامعه ایران، نگاهشان ناظر بر قدرت بوده و با تعابیر خودساخته ای مانند جامعه شناسی سرگرم كننده (كه ظاهرا خود بدان دچارند)، مدرنیته ایرانی، مردم سالاری دینی یا اسلامی، مدافعان همان دیدگاه تندرو درنسخه های شبه علمی و نظری و به تعبیر خودشان حداقلی هستند. مهمترین خصیصه این دو طیف موجود در گروه دوم عدم تفاوت گذاری میان مفاهیم، آموزه ها و روش شناسی یا به تعبیر فلاسفه علم، پارادیم های میان دو حوزه معرفتی دین و علم  است(7) كه محصول آن التقاط مفاهیم وحوزه ها و ابداعات خود ساخته ای است كه نه تنها نوآوری و توسعه ای رابدنبال نمی آورد بلكه بخشی از انرژی سایر متفكران و نهادهای علمی را نیز صرف حذف یا كاهش آثار زیانبار این بیهوده سرایی ها می كند. این گروه برحسب منافع قشری، موقعیت شغلی و اجتماعی و نگرشهای دینی و سیاسی تصور دارند كه راه عینی سازی، آزمون پذیری و پاسخگویی این رشته علمی و نظریه های مرتبط با آن، عبارت از بومی سازی ناشیانه با اتصاف اسلامی- شیعی یا علوی و یا ایرانی، شرقی، آسیایی و..، به مفاهیم و آموزه های علمی و مدرنی است كه در هیج جایی از دنیا نمی توان سراغی از آن یافت!                    

   گروه سوم تحت عنوان جامعه شناسان حرفه ای از زمره افرادی هستند كه بی هیچ جهت گیری خاصی بر پایه آنچه كه ستاد انقلاب فرهنگی تعریف كرده است فقط به تدریس و آموزش می پردازند و به این رشته بعنوان صرفا نوعی كسب می نگرند. این گروه به آدمك های چوبینی تبدیل شده اند كه كمتر نوآوری را می توان از آنها سراغ گرفت. بسیاری از دانش آموختگان سالهای پس از انقلاب كه امروزه كمتر دارای گرایشات ایدئولوژیك بوده و عمدتا خنثی هستند در این گروه می گنجند. این گروه با وجود آشنایی به مقدمات علمی این رشته، بی هیج روزآمد سازی و مطالعه مؤثری، كمتر به تولید ونوآوری علمی پرداخته و در محافل رسمی ازانتقاد و طرح مسایل اجتماعی احتراز می كنند و صرفا به فعالیت های سفارشی آموزشی و پژوهشی دولتی و یاخصوصی، آزاد و غیرانتفاعی اهتمام دارند.                       

    تصویر مختصر و گذرای ارائه شده در بررسی وضعیت جامعه شناسی در ایران، بركنار از بررسی جامعه شناسان ایرانی است كه در خارج از كشور با گرایشهای سیاسی مختلف فعالیتهای گاه قابل توجهی نیز انجام داده اند. بخش بزرگی از این جامعه شناسان ایرانی بعنوان نسل اول ایرانیان مهاجر كه در اثر انقلاب، ناگزیر از ترك ایران شدند، یا وابسته به نظام پهلوی بوده و به گونه ای به همین عنوان به اجبار جلای وطن كردند، یا درتعارض با نظام پهلوی و در صف انقلابیون بوده و سپس در ستیز با اسلامیون انقلابی به تبعید ناخواسته تن دادند. در این میان جامعه شناسان ایرانی دیگری نیز وجود دارند كه یا از نسل دوم مهاجران بوده و هنوز به مسائل ایران علاقمند بوده و بدان می پردازند، یا گروهی هستند كه در طول سالهای پس از انقلاب به تحصیل پرداخته و اقامت كشورهای اروپایی یا امریكای شمالی را پذیرفته اند. یكی از مهمترین محدودیتهایی كه این طیف از جامعه شناسان ایرانی مقیم خارج از كشور را احاطه كرده است، دوری آنان از واقعیت های اجتماعی و عدم دسترسی به میدان تجربی وسیعی است كه می تواند با تسلط بر نظریه های مرتبط ، به تولید نظری ویژه ایران بپردازد. بررسی سیمای عملكرد این بخش از جامعه شناسان نیازمند شناخت از نزدیك و مطالعه آثار آنان در خارج از كشور است(8) كه در حیطه بررسی مقاله حاضر نمی گنجد.

جمع بندی

در پایان می توان چنین نتیجه گرفت كه علیرغم قدمت نسبتا طولانی دانش، روش و بینش جامعه شناسی در ایران خواه رسمی یا غیر رسمی،  به دلیل برخورد سیاسی خواه از سوی ارباب قدرت و خواه از سوی منتقدان قدرت در سیر تحولات این رشته علمی در ایران، این رشته هنوز نتوانسته است در فضایی آزاد به سه ایستگاه اصلی  فرایند تحقیق در مسائل اجتماعی و فرهنگی ایران، یعنی مسئله یابی، مسئله شناسی و مسئله زدایی بپردازد. از اینرو در بین انباشت وسیع نظریه ها، دیدمانها یا پارادایم های مطرح در حوزه های مختلف این علم از حوزه اقتصاد تا سیاست و فرهنگ و نهاد های متعدد اجتماعی از دولت تا خانواده، هنوز نتوانسته است به شناخت دقیق پدیده ها و تحلیل و ارایه راههای تخفیف این مسائل اهتمام ورزد. این خصیصه بویژه از آنرو بعنوان یك بحران در جامعه شناسی ایران مطرح می شود كه مراكز اسناد وكتابخانه های مؤسسات آموزش عالی و پژوهشی اجتماعی و فرهنگی در ایران به زندان گزارش های پژوهشی مبدل شده است كه به دلیل تجربه گرایی محض در جامعه شناسی ایران امروز، فقط تلنباری از آمار، پرسشنامه ها و تحقیقات خرد دامنه وجود دارند كه هیچ تحلیل نظری یا ثانویه ای از آنها بیرون نمی آید.

     از سوی دیگر پدیده شبه نخبگان دراین رشته نیز اصحاب قدرت را به نظرات و رهنمودهای هم اندیشانی سوق می دهد كه از بین آن نظرات راهكار عینی برای راهیابی مسائل متعدد جامعه ایران امروز بدست نیامده و نخواهد آمد زیرا كه بخش بزرگی از این مسائل در ساختار و عملكرد قدرت و دولت و حكومت در ایران نهفته است. از اینرو بنظرمی رسد با توجه به اهم چالش های پیش گفته در مقدمه این نوشتار، جامعه شناسی در ایران فاقد نقش و جایگاه علمی و اجتماعی لازم برای شناسایی و راهیابی مسائل جامعه از یكسو، و طرح وتوسعه یافته های پژوهشی برای دستیابی به نظریه های وثیق وقابل اعتماد و پایایی در حوزه های مختلف جامعه شناسی از سوی دیگر است. در اینجا به تعبیر كواكبی در اثر خود بنام” طبایع الاستیداد“(9) باید اذعان داشت در نظام های دیكتاتوری، علوم اجتماعی بویژه جامعه شناسی نمی توانند رشد یابند. 

 

منابع:

1. نظریه های جامعه شناسی، ادیبی، حسین و انصاری،ع.، 1357           

2. سیر جامعه شناسی در ایران، احمدی، ا.ع.، و طایفی،ع.، گزارش پژوهشی، 1368

3. مكاتب جامعه شناسی در ایران، ترابی،ع.ا.، 1357 و جامعه شناسی در ایران، ترابی،ع.ا.، 1358     

 4. كتابشناسی ماركسیسم و امپریالیسم، بینا، تهران، 1359

5. كتابشناسی جامعه شناسی، اشرف الكتابی، مركز اطلاعات علمی، 1366

6. رانت های تحصیلی وپدیده شبه نخبگان،  ایران امروز، 1382                         

7. جامعه شناسی علم، توكل،م.، 1375                                            

8.  سیرجامعه شناسی در ایران، مهدی،ع.ا.، لهسایی نژاد، 1379

9. طبایع الاستبداد، كواكبی،ع.، ترجمه كرمانی، بیتا،

 

نوشته شده توسط علی طایفی

لینك ثابت دهید | نظر دهید ()

سایت جدیدجامعه شناسی ایران