تبلیغات
صفحه در حال
بارگذاری است!
لطفا کمی صبر کنید...وبسایت را با رزولیشن 1024 در 768 به بالا بنگرید.
|
|
بازدید های امروز Today:
بازدید های دیروز Yesterday:
كل بازدیدها Total:
كل مطالب :
كل نظرات :
پارادوکسهای سنت و مدرنیزم
رویارویی علم ودین درمسجد و کتابخانه

در نظریههای مربوط به تکامل اجتماعی، بسیاری از جامعه شناسان به دوره بندی تاریخی جوامع و معارف بشری پرداخته و دنبال تفکیک قلمروها و روشهای طرح و بیان مسایل و دستیابی به پاسخهای آن بودهاند. اگوست گنت در مورد این رایند به سه دوره اشاره میکند: دوره ربانی یا الهیات با رهبری پیامبران، دوره متافیزیک یا فلسفی با رهبری فیلسوفان طبیعت گرا، و دوره اثباتی یا علمی به رهبری دانشمندان
پارادوکسهای سنت و مدرنیزم
رویارویی علم ودین درمسجد و کتابخانه
در نظریههای مربوط به تکامل اجتماعی، بسیاری از جامعه شناسان به دوره بندی تاریخی جوامع و معارف بشری پرداخته و دنبال تفکیک قلمروها و روشهای طرح و بیان مسایل و دستیابی به پاسخهای آن بودهاند. اگوست گنت در مورد این فرایند به سه دوره اشاره میکند: دوره ربانی یا الهیات با رهبری پیامبران، دوره متافیزیک یا فلسفی با رهبری فیلسوفان طبیعت گرا، و دوره اثباتی یا علمی به رهبری دانشمندان (.16Ritzer, p). با الهام از همین دیدگاه باور بر این است که با وجود سپری شدن هر دوره و آغاز دوره دیگر، نمیتوان حد فاصل مشخصی بیناین دورهها کشیده و آنها را از یکدیگر متمایز ساخت. از همین روست که در دوره معاصر یعنی در بین فرهنگهای مدرن و نیمه مدرن نیز به نحوی بارقهای از باورهای دینی (گاه حتی با ظهور چهرههای کاریزماتیک) را میتوان دید. به طوریکه این باورها چندان بهرهای حتی از فلسفه مدرن ندارند. بر پایه همین رویکرد میتوان چنین اذعان کرد که در جامعه ایران پس از عصرمشروعیت تاکنون با قرارگرفتن در دوره گذار از سنت به مدرنیزم تلاش بسیاری صورت گرفت تا انتقال از دوره رهبری رهبران دینی و فلسفی طی شده و نوبت سیطره باورهای علمی و نواندیش فرارسد. ازهمین رو میتوان گفت یکی از چالشهای اصلی مدرنیزم در ایران عصر پهلویها که هم خصلت برونزا و هم از بالا به پایین را همواره به همراه داشت تضاد میان نهادها و نمادهای دینی و علمی بوده است. در نوشتار حاضر تلاش بر اینست که به چالش "دین وعلم" از منظر مکان شناسی یعنی "مسجد و کتابخانه" در جامعه ایران پرداخته شود. لذا در این راستا به رشد و توسعه همچنین ساختار و کار کردهای آنان نیز توجه شده است.
الف) از نظر کمی:
۱. مساجد:
بر اسا س آمارهای موجود تعداد مساجد در دهه ۵۰ عبارت از ۵۶۰۰ عدد بوده است (آبراهیمیان، ص ۵۳۲). این رقم در سرشماری سال ۱۳۷۵ به حدود ده برابر رشد کرده و به ۵۷۶۳۵ مسجد رسیده است. البته از منظری دیگر تعداد کل اماکن مذهبی در این سال به تفصیل انواع آن به شرح زیر است (مرکزآمارایران، ۱۳۷۸):
چنانکه آمارها نشان میدهند ۹۵ درصد اماکن مذهبی بصورت وقفی بوده و هزینه ساخت و تولیت آنها توسط افراد مذهبی و صاحب ثروت در بین بازاریان و زمینداران صورت گرفته است. از سوی دیگر قریب ۲
۵۰۶۱۰ نفر در کل اماکن مشغول بکار میباشند که از این بین ۱۹۳ ۱۷۹ نفر در مساجد اشتغال دارند. به بیان دیگر در هر مسجد بطور متوسط ۳.۴ نفر مشغول به فعالیت هستند. از این میان ۱۵ درصد امامان جماعت،۵۲.۳ درصد هیات امنا، ۱۴.۴ درصد خادم و ۱۸.۱ درصد سایر کارکنان را تشکیل میدهند. البته از بین افرادشاغل در کل اماکن مذهبی ۳۰۴۷۳ نفر یا ۱۵.۸ درصد مزد بگیر میباشند که ۲۵۸۴۹ نفر از آنان یا ۸۴.۸ درصدشان در مساجد اشتغال دارند. از بین کل مساجد موجود ۹ درصد دارای اتاق ویژه خادم، ۸.۷ درصد دارای محل ویژه زنان و۵.۱ درصد دارای سالن اجتماعات هستند.
۲. کتابخانهها: براساس آمارهای ناقص موجود در سال ۱۳۵۸ در ابتدای وقوع انقلاب در کل کشور ۳۶۸ کتابخانه وجود داشت. اعضای این کتابخانهها نیز عبارت از ۱۹۳۶۲۲نفر، کتابهای موجود در آنها ۱۷۹۸۸۹۶ جلد و کل مراجعه آنها دراین سال۱۹۳۶۲۲ بار بوده است. آمار سال ۱۳۸۱ نشان میدهد که در کل کشور ۱۵۷۴ کتابخانه وجود دارد (البته تعداد آنها در سال ۱۳۷۵که سال پایه مقایسه است ۱۰۴۹ کتابخانه است). نکته مورد توجه این است که پس از گذشت ۲۳ سال باوجود افزایش تعداد کتابخانهها که حدود چهار برابر بوده (در حالیکه رشد مسجد در همین زمان ده برابر بوده است)، تعداد اعضای کتابخانهها فقط ۱۲۶۳۷۸ نفر افزایش داشته (۶۵ درصد) و به رقم ۳۲۰ هزار نفر رسیده است. و تعداد کتابها سه برابر شده و به رقم ۵۲۴۹ هزار جلد رسیده است. از سوی دیگر شواهد گویای این است که تعداد کل کتابهای منتشر شده در سال ۱۳۸۱ فقط ۳۴۵۵۰ جلد میباشد و از این بین ۶۴۱۱ جلد کتاب دینی بوده و در میان انواع کتب دیگر، رتبه اول را احراز کرده است (مرکزآمارایران، ۱۳۸۱).
ب) از نظر کیفی:
با گسترش روند تحول خواهی از عصر مشروطه به اینسو و حرکت موتور مدرنیزم در ایران، بتدریج نهاد و نمادهای علمی در ایران نیز رو به توسعه گذارد. در این نوشتار مرکزیترین بحث - صرفنظر از برخی شاخصهای آماری و مقایسه رشد نمادهای دینی و علمی- پیرامون تحول جایگاه و کارکردهای دو نماد اصلی دین وعلم، یعنی مسجد و کتابخانه میباشد.
۱. مساجد در تاریخ ایران پس از اسلام و بویژه تاریخ معاصر همواره نقش ارتباطی اساسی میان رهبران دینی با مردم را ایفا کرده است. از سالهای پیش از انقلاب ۵۷ تا کنون مساجد همواره در بسیج تودههای وسیع مردم، تشکل آفرینیهای یکباره یا پنهان و آشکار، انجام میتینگها و رسانش اخبار و اطلاعیههای سیاسی نقش عمدهای ایفا نموده است. این امر چنان آشکار مینماید که وابسته سیاسی امریکا در ایران مینویسد: "سریعترین و مطمینترین راه برای رساندن پیام از شهری به شهر دیگر از طریق شبکه مساجد انجام میگرفت. در طول سال ۱۹۷۷ تظاهرات همزمان در شهرهای مختلف از همین راه با وسیله پیک یا برقراری تماسهای تلفنی مورد اطمینان، هماهنگ میشدند... اتحاد بین مساجد و بازارهای شهر در سال ۱۹۶۳ آغاز و در سال ۱۹۷۷ کامل شد. در طی این پانزده سال موازنه قدرت بین اسلام و ملی گرایان در مخالفت با رژیم، به نفع نیروهای مذهبی تغییر جهت داد" ( استمپل، ص ۷۰).
۲. فرایند کنشگری و نقش آفرینی سیاسی مساجد پس از انقلاب فراتر از تمامی نقشهای تاریخیاش توانست کار کردهای جدید نظامی، سیاسی و ایدیولوژیک را با جذب، عضوگیری و آموزش عقیدتی، سیاسی و نظامی نیز ایفا نماید. در این فرایند مساجد به دژ مستحکم نظامی و ایدیولوژیک تبدیل شدهاند. بطوریکه در طول دوران پیش از انقلاب تاکنون و در برهههای مختلف سیاسی اعم از رفراندوم، انتخابات و بسیج تودههای مردمی برای پیشبرد سیاستهای خاص حکومتی، مساجد بصورت پایدار کارکرد. خدمات سیاسی خود را ازطریق رهبران مذهبی درسطح محلی و ملی ایفا کردهاند و در آخرین اقدام فراگیر، رهبران مذهبی با هماهنگی فرماندهان نظامی توانستند با حمایت و تحرک بی نظیر بسیجیان از طریق “مساجد“ انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری را به نفع جناح متبوع خود مدیریت کرده و قدرت سیاسی- اجرایی را بدست گیرند.
کتابخانهها در ایران پس از انقلاب با وجودیکه نقش فعال و آشکار سیاسی بعهده نداشتند ولی مورد تهاجم و بغض سیاسی و ایدیولوژیک قرارگرفتند. در یک هجوم فراگیر پس از سالهای نخست انقلاب تمامی کتابخانهها، همانند نیروی انسانی دستگاه بروکراسی و همینطور نیروهای سیاسی دگراندیش، مورد تسویه قرارگرفته و بخش بزرگی از کتابهای موجود درآن تحت عنوان " کتب ضاله" از بین رفته و یا حداکثر در بایگانیهای غیرقابل دسترس قرار گرفتند. در سالهای اخیر با وجود رشد بسیار اندک کتابخانهها، کتابخوان! و انتشار کتاب، این مراکز بتدریج به مهمترین مراکز و منابع تولید فکر، روشنگری و نقد قدرت و دین تبدیل شدهاند. در رویارویی با این نقش، رهبران دینی و برنامه ریزان آنان دو تکنیک فراگیر را بکار بردهاند. نخست راه اندازی کتابخانه در مساجد برای رفع نیاز مومنان و مخاطبان آن، و دیگری انتشار گسترده کتب مذهبی با یارانهها و تسهیلات مالی گسترده برای نفوذ در کتابخانهها.
۳. از نظراجتماعی وفرهنگی، گسترش ساخت و ساز مساجد در اقصی نقاط کشور، حتی در فقیرترین روستاها، گویای اهمیت این سازمان دینی- سیاسی از دو منظر میباشد. از یکسو در همبستگی اجتماعی، تحکیم جایگاه رهبران دینی- سیاسی و نهادهای دین، روحانیت وحکومت دینی ایفای نقش مینماید. از سوی دیگر با ترویج اندیشه و باورهای دینی و آموزههای حیات دینی از قبیل تقدیرگرایی، خردگریزی، تقلیدگرایی، آخرت جویی و تقلیل خواستههای زمینی و برابر خواهانه و دیگر نگرش و منشهای دینی، سنگ بنای زیرین حفظ و تقویت دستگاه دینی و اطاعت پذیری از رهبران مسلط آن را بازتولید میسازد. عناصری که در جامعه موانع جدی را بر سر مدرنیته یا حرکت به سمت فلسفه مدرن و ورود به دنیای اثباتی که دانشمندان و متخصصان بعنوان رهبر و مفسران آن محسوب میشوند فراهم میآورد و به اراده گرایی، انسان مداری و عقلانیت و.... منتهی میشود.
در این میان کتابخانهها نیز با نسبت بسیار کمتری، مهمترین مرجع تولید علم و تحکیم نهاد علم و دانشمندان است. آموزههای علمی تحقیق و تفحص، روشهای دست یابی به حقیقت و کشف واقعیات، خردگرایی و تجربه گرایی از زمره عواملی هستند که زمینه شکل گیری و تقویت هرگونه اندیشههای خرافی و دنیا گریزرا از بین برده و بستر مناسبی است برای کمک به فرایند غیردینی شدن یاسکولاریزم. فقر فرهنگ مکتوب و عادت به مطالعه در ایران که به تعبیری تا حدود یک ساعت در سال است! نبود فضای باز سیاسی برای تولید و انتشار اندیشهها و سیطره فرهنگ عامه در فرهنگ و اجتماعات علمی ( طایفی، ص ۳۷) و وجود فضای سنگین سیاسی- ایدیولوژیک در دانشگاهها از زمره نقاط تهدید و تحدید کتابخانهها و کتابخوانی است که رهبران دینی در رویارویی میان دین و علم یا مسجد و کتابخانه از آن بهره میجویند. و با افزایش کتب دینی در کتابخانهها در واقع کتابخانه را در خدمت مساجد در میآوردند. و بدین ترتیب به فرهنگ سازی در بعد دینی آن بطور گسترده در همه اقشار دست میزنند.
رشد فزاینده مساجد در شهرها و روستاها و همچنین مراکز اداری، آموزشی و کارخانهها با بهرهگیری از بیشترین و بهترین امکانات عمدتا مورد بهرهبرداری بخش سنتی و متدین مردم، افراد سالخورده، بسیجیان و وابستگان دستگاه سیاسی، بازاریان واقشار کشاورز روستایی و حاشیه نشینان شهری قرار میگیرد. از سوی دیگر رشد اندک کتابخانهها در شهرها و روستاها، در مناطق دارای مراکز دانشگاهی، در کنار محدودیتهای تولید، توزیع، دسترسی و مطالعه کتاب و شیوع مطالعه انتشارات بدون کاغذ در اینترنت عمدتا مورد استفاده بخش مدرن و نیمه مدرن شهری، دانشجویان، دانش آموزان، نویسندگان، روشنفکران، و کارشناسان بدنه بروکراسی است. تحولات پس از انقلاب۵۷، ناکارآمدی دستگاه دینی در مدیریت سیاسی و پاسخگویی به نیازهای عینی و فزاینده نسلهای مختلف سالهای پس ازانقلاب، منجربه بروز فضایی شده است که امروزه در بخشهای مدرن روستایی و شهری جامعه ایران امروز، نرخ مشارکت و حضور در مساجد روزبروز کمتر شده است.این شرایط زمینه ساز وجود خیل وسیعی از مردم در اقشاراجتماعی و گروههای شغلی، جنسی و سنی مختلفی است که درهیچیک از سازمانهای دینی وعلمی مورد بحث جذب نمیشوند. بطوریکه فضاهای خالی و نیمه خالی مساجد بویژه در مراکز شهری و روستایی بیانگرهمین امراست. تمرکز بر مساجد با تئوری بسیج تودهای (در اندیشه حسن البنا در جنبش اخوان مسلمین) به تئوری پایهای جنبش بنیاد گرائی تبدیل شده است.
در جمع بندی کلی میتوان چنین پیش بینی کرد که به دلایل زیر میل به تضعیف جایگاه مسجد در کنار کتابخانه بطورروزافزون افزایش خواهد یافت:
۱.عدم کارآیی حکومت رهبران دینی در پاسخگویی به وعدههای تاریخی در طول چندین سده و بویژه پس از انقلاب،
۲. بی اعتمادی فراگیر میان رهبران دینی وسیاسی و مردم وشکاف روزافزون بین دولت و ملت،
۳. قرارگرفتن در مسیر فوران اطلاعاتی و نقش آفرینی رسانههای چندگانه در انتقال اطلاعات و آگاهی بخشی به مردم وجدایی آنان از رسانههای سنتی اطلاع رسانی،
۴. گسترش بخش آموزش عالی در ایران و رشد ناگزیر وهرچند کند مخاطبان کتاب، کتابخوانی و کتابخانهها در بهرهگیری از فراوردههای اندیشهای و تجربی.