تبلیغات
صفحه در حال
بارگذاری است!
لطفا کمی صبر کنید...وبسایت را با رزولیشن 1024 در 768 به بالا بنگرید.
|
|
بازدید های امروز Today:
بازدید های دیروز Yesterday:
كل بازدیدها Total:
كل مطالب :
كل نظرات :
فقروفاصله طبقاتی درایران
در تعریف ازمفهوم طبقه دو رویكرد اصلی وجود دارد:نخست،رویكردماركسیستی است كه بر پایه آن طبقه عبارت از تفكیك اقشار وگرو
ههای مختلف اجتماعی مبتنی بر مالكیت ابزار تولید می باشد. این طبقه بر اساس مناسبات وشیوه تولیددر هر دوره تاریخی شكل وتركیب متفاوتی بـخود می گیرد.رویكرد دوم طبقات اجتماعی را بر اساس منزلت فرد در جامعه و شاخص هایـیی چون شغل، تحصیل ودرآمد سنجیده و تعریف می كند. رویكرد اول علاوه بر تحلیل و بازشنـاسی ریشه های تضاد بین طبقـات دارنده وفاقدابزار تولید، بدنبال رفع این ریشـه ها و رهایی انسان از ابزار تولید ودارندگان بـهره كش آن می باشد .رویكرد دوم، نیز .......
فقروفاصله طبقاتی درایران
در تعریف ازمفهوم طبقه دو رویكرد اصلی وجود دارد:نخست،رویكردماركسیستی است كه بر پایه آن طبقه عبارت از تفكیك اقشار وگروههای مختلف اجتماعی مبتنی بر مالكیت ابزار تولید می باشد. این طبقه بر اساس مناسبات وشیوه تولیددر هر دوره تاریخی شكل وتركیب متفاوتی بـخود می گیرد.رویكرد دوم طبقات اجتماعی را بر اساس منزلت فرد در جامعه و شاخص هایـیی چون شغل، تحصیل ودرآمد سنجیده و تعریف می كند. رویكرد اول علاوه بر تحلیل و بازشنـاسی ریشه های تضاد بین طبقـات دارنده وفاقدابزار تولید، بدنبال رفع این ریشـه ها و رهایی انسان از ابزار تولید ودارندگان بـهره كش آن می باشد .رویكرد دوم، نیز بدنبال تحلیل دلایل توجیهی وفاق اجتماعی بوده و در اندیشه حفظ وضع موجود است.بر پایه رویكرد نخست،قبل از هر بحـثی می بایست روشن ساخت كه جامعه ایران امروز در چه برهه ای ازدوران تاریخی قراردارد.صرفنظر از منا قشا ت متعدد در این خصوص ،آنچه كه مسلم است ،اینـكه نظام غالب اقتصادی و اجتماعی كشور، نظام سرمایه داری است. ولیكن این نظام در درون ساختار خود دا رای اشكال مختلفی هـمچون سرمایه دا ری ملی (درونزاوتولیدگرا) ، سرمایه داری كمپرادور یا وابسته به سرمایه داری جها نـی (برونزا ولـمپنی ) وسرمایه داری تجاری وسنتی (ارتجاعی ودلال منش) است .با این وصف طبقات اصلی جامعه عبارتند از طبقه كارگر و سرمایه دار. در حال حاضر، بر اساس آماو ارقام موجود قریب 20 در صداز افراد جامعه 80 در صد ثروت جامعه را در اختیار دارند.ازسوی دیگر حدود 72 درصد از افرادجامعه زیر خط فقر نسـبی قرار دارند .شواهد و ارزیابی های رسـمی حاكی است افراد دا رای درآمد كمتر از 180 هزار تومان در ماه زیر خط فقر ( فقرنسـببی) و افراد دارای درآمد كمتر ا ز 90 هزار تومان در ماه زیرخط بقا(فقر مطلق) قرار دارند .فاصله خط فقر وخط بقا نیز فاصله خط حیات ومـمات است.بدین معنا كه زندگی وحیات جسمانی افراد زیر خط بقا در مخاطره جدی قرار دارد. 
در ایران پیش از انقلاب همانند تمام كشورهای سرمایه داری با هدف تخفیف تضادهای طبقاتی،طبقه نوپدیدی تحت عنوان طبقه متوسط در حال تكوین ورشد بود كه با وقوع انقلاب وشرایط اقتصادی پس از آن ،طبقه مذكور بتدریج در طبقه فقیر مستحیل شدند .دو قطبی شدن جامعه وتشدید فاصله طبقاتی وتضادهاومسائل اجتماعی ناشی از آن از دستاوردهای غیرقابل انكار پس ازانقلاب محسوب می شود.شعار استقلال،آزادی وجمهوری اسلامی در شرایط پیش از انقلاب گویای این واقعیت است كه چالش اصلی وتضاد عمده آن زمان حداقل در شكل رو ساختی ،ضد یت با اوضاع سیاسی حاكم در رژیم پهلوی بود( بویژه در بین اقشارروشنفكر وتحصیلكرده ای كه دارای خاستگاه بورژوازی بود).
ریشه های شكاف طبقاتی
الف)زمینه های عینی
1.وقوع انقلاب وفروپاشی ساختار سیاسی در كنا رقطع وابستگی آشكا ر رهبرا ن سیاسی كشور به سرمایه داری امریكـاواروپا،منجر به تضعیف نمایندگان طبقه بورژوازی ملی و تكنوكراتی از یكسو وتشدیدستیز با امریكا وتحریم اقتصادی ناشی ازبحران گروگانگیری از سوی دیگر گردید .بلوكه شدن سرمایه های نقدی وغیر نقدی در كنا رخرید كالا وفناوری مورد نیـازكشور كه تا قبل از انقلاب بصورت گسترده ای به امریكا وابسته شده بود، از بازار قاچاق و دلالهای بین المللی و در نهـایت افزایش قیمت تمام شده محصول بزرگترین ضربه را به پیكره نحیف وآسیب پذیر اقتصاد ایران زد.تداوم قطع رابطه با امریكا واستمرار طبیعی تحریم اقتصادی از اوایل انقلاب تا كنون به گستره و عمق این آسیب افزود.
2 .جنگ ناخواسته با تحریكات كشور عراق وحمایت های سایر كشورهای عربی منطقه وهمچنین امریكاكه بدنبـال ایران تضعیف شده ای در منطقه بودند،وتداوم فرسایشی آن وعدم استفاده از فرصتهای میانجیگری برخی از كشـورهای منطقـه ،منجر به تخریب بسیاری از ساختارهای توسعه ای،اقتصادی وصنعتی كشور بویژه در نوار مرزهای آبی وخاكی غرب و جنوب كشور گردید .از دست دادن نیروهای پرشور وانقلابی كه نسل فعال و مجریان اصلی پروژه انقلاب محسوب میشدند،وچه بسا می توانستند در فرایند باز سازی ایران پس از انقلاب ومنطبق با سناریوی نه چندان روشن مدیریت كشور،مشاركت جدی وموثری داشته باشند از دیگر زیانهای غیرنقدی بود كه با تحمل آن در شرایط اوایل انقلاب،بسیاری از فرصتهای توسعه ای از دست رفت .نسل آسیب دیده از انقلاب وبویژه جنگ از قبیل خانواده شهدا ،افراد بی خانمـان ،مهاجران جنگی،معلولـین وجانبازان ودر نهایت آزادگان بازگشته از بیش از 8سال جنگ و اسارت ثمره ای جز فقر و تنگدستی نچیـده وبه خیل رو به گسترش فقرای كشور پیوستند .
3. وفور جـمعیت وعدم كنترل موالیـد در دوران جنگ وكلا در طول دهـه 60با این نگاه كه گستـرش دین وحفظ ملك تنها با افزایش كمی جمعیت ایرانی وبه تعبیری مسلمان میسر می گردد . ناامنی جانی جوانان وآسـیب پذیری اعضـای خانواده،غفلت از عواقب اجتماعی واقتصادی وفور جمعیت بویژه در سالهای پس از اتمام جنگ،ارائه تسهیلات یارانه ای بیشتربه خانوارهای پر عائله وتشویق آشكار وپنهان مبلغین دینی برای افزایش لشكرمسلمین علیه كفار هـمگی منجر به تقویت این گرایش گردید كه افزایش تعداد فرزندان منافع كوتاه مدت بیشتـری دارد و هرآنكس كه نان دهد، دندان دهد! نتیجه میان مدت این سوء مدیریت اجتماعی ظهور یك ورم جـمعیتی در طول سالهـای 60تا65 بود كه این ورم هر 5 سال با رشـد فیـزیكی تفاضاهای جدیدی مطرح می كند كه با فقدان پیش بینی های از پیش اندیشیده شده جامعه ایران را با بحران جدی روبرو می سازد: دوره ای شیر خشك،دوره ای چند شیفته بودن مدارس ابتدایی وترك وافت تحصیلی فراگیر،در دوره دیگرتقاضای اجتماعی گسترده و مافوق ظرفیت دانشگاهها برای ورود به آن و در 5 سال 80 تا 85بحران بیكاری خیل وسیع جوانانی كه به سن كار می رسند.و بیكاری ابتدای مسیر تعمیق فقرو تنگدستی است.
4.توسعه سرمایه داری دولتی وحضور انحصاری ارگانـها ،نهادها وبرخی افراد منسـوب ومنصـوب دولتی در فعالیتهای اقتصادی بویژه در حوزه هایی كه اطلاعات و امكانات مالی ،سیاسی وامنیتی آن فرصت رقابت را به افراد حقیقی وحقوقی غیر دولتی نمی داد منجر به بروز شرایطـی گردید كه در سایه درآمد های هنگفت ناشی ازاین رانت های دولتی به مفهـوم كل حاكمیت، عده ای افراد وابسته به مدیران دولتی یا به اصطلاح آقازاده ها ثروت های افسانه ای كسب كرده و در طول یك دهه گوی سبقت را از بسیاری از ثروتمندان پیش از انقلاب ربوده وبه یمـن این مدیریت متعالی ثروت !در جامعه روزبروز برطبقه فقرا در كشور افزوده شد .نوكیسه ها یا قشر نوپدید ،دیگر هیچ تحدید وتهـدیدی را بر نمی تابنـد و تفرعن واستـكبار مهمترین خصیصه آنان است .
5.بیكاری گسترده وروزافزون ناشی از فقدان مبانی ساختاری واندیشه ای یا فرهنگی وسیاسی-امنیتی تولید وكارآفریـنی از دیگر عوامل موثر بر بروز فقر در شرایط نابرابراست كه منجربه شـكاف طبقـاتی مضاعف می گردد.پایـین بودن نرخ مشاركت(35درصد)،بالابودن نرخ بارتكفـل ووابستـگی جمعیت غیرفعال به جمعیت فعال كه برپایه تقسیم جنسیـتی كار وفرصتهای دیگر اقتصادی واجتماعی استوار است ،بیكاری 15درصدی وكم كاری وپایین بودن بهره وری نیروی انسـانی ازسلسله عوامل موثر بر فقرفقرا محسوب می شود.افت درآمدبیكاران وافراد شاغل در مشاغل غیر رسـمی در كنار هزینه های هنگفت نیازهای غذایی ،بهداشتی ،مسكن،تحصیل واوقات فراغت، این فاصله را بطور روزافزون عمیق تر میكند.
6 .نظام تامین اجتماعی ناكارآمد وغیرفراگیراز دیگر زمینه های تشدید بخش فقر عمومی است . فقدان چتربیمـه ای فراگیر برای اقشار مختلف مردم از جمله تهیدستان شهری،كاركنان مشاغل زیرزمینی وغیررسمی وجامعه روستایی (كشاورزان ودامدارا ن و باغداران) از یكسو، در كنار حجم بروكراسی وسیع و ناكارآمد كارگزاران بخـش تامین اجتماعی در امور بیمه ای،حمایـتی وامدادی با تشكیلات وسیع وبدون نظارت كارآمددر موسساتی همچون كمیته امداد،بنیادهای جانبازان،شهیـد،طرح رجایی وسایر بنیادهای كوچك ومتفرق دولتی ورانت خواه،نتوانسـته است سطح زندگی آحاد ملت را در حداقل های قـابل قبول حفظ نماید.
ب)زمینه های ذهنـی وفكری
1.متصلب بودن ساختارقشربندی اجتماعی وعدم امكان تحرك اجتماعی وجابجایی موقعیت فرد از طبقات فرودست یا ستم –پذیر به طبقه فرادست از یكسو ،ومقدر دانستن موقعیت اقتصادی واجتماعی افراد ایرانی ازسوی رهبران فكری ودینی جامعه از گذشته تاكنون وتایید وضع موجود از سوی دیگر از زمره زمینـه های پذیرش اجتمـاعی فاصله طبقاتی است كه مقدمات گسترش شكاف روزافزون را نیز فراهم می كند.
2.سیطره فرهنگ وقانون ارث و میراث خواری نیز زمینه قوام فقر فقرا وثروت ثروتمندان وتصلب بیش از پیش ساختار طبقاتی جامعه ایران را تمهید می نماید.این فرهنگ وقانون كه ایستاده بر بنیاد ساختار عشیرتی ،تبارمداری وقبیله گرایی است مبتنی بر اندیشه تفكیك ازلی وابدی بین نفوس ومخلوقات بر پایه برتری برخی بر برخی دیگر بوده ومدافع منافع طبقاتی صاحبان این اندیشه وقدرت است.
3.باور به تفكیك ملت یا به تعبیر دیگر امت به دو لایه خودی و غیر خودی ودر شرایط كنونی برخورداری یا عدم برخورداری افراد بر پایه قبول یا عدم قبول نظام سیاسی وایدئولوژیك ولذا مرز بندی انسانـها بر همین بنیاد منجر به ایجاد فرصت ترقی ، تحرك و ثروت اندوزی برای هم كیشان وفقر،ستم وعقب ماندگی دگراندیشان می شود.
4.نخبه گرایی دینی وتفكیك مردم وگاه حتی خودی ها ،به درجه اول ودرجه دوم وقبول واشاعه باور هژمونی درجه اولیها به درجه دومی ها به مصداق سیطره رمه گردان بر رمه وقشون گله ها از دیگر زمینه های فكری و اعتقادی انشقاق طبقات وتعمیق میان آنها میباشد .
5.قبیله گرایی وقومیت مداری در تفكیك نقش وجایگاه مردم ،برگرفته از ساختار كهنه ودیرینه عشیرتی ازدیگر معیارهای توزیع ثروت ،قدرت ومنزلت افراد محسوب می شود. به عبارت دیگر هرچه افراد به طایفه و نسب صاحبان قدرت وثروت نزدیكترباشند به همان میزان از موقعیت ممتازتری برخوردار خواهند بود.
6.تعصب مذهبی واولویت دادن به مذهب وپیروان تشیع نسبت به سایر مذاهب وادیان از قبیل سنی ها ،مسیحیون ، یهودیان زرتشتیان و…ایجاد محدودیتهای شغلی ،فرهنگی ،اداری ،قانونی،فقهی ،اقتصادی ،اجتماعی وتفریحی برای بهره گیری از فرصتهای موجود.
7.مرد گرایی در كلیه عرصه های زندگی فردی ،خانوادگی واجتماعی ونابرابری حقوق زنان از نظر فقهی ،شرعی وقانونی بنحوی كه زنان جامعه ایران امروز را میتوان 2بار مستضعف دانست.
8.خاص گرا یی در توزیع فرصتهای اجتماعی اعم از قدرت ، ثروت ومنزلت بنحوی كه در این رهگذرمنسوبین منصوبین ووابستكان نسبی وسببـی صاحبان قدرت وثروت یا به اصطلاح آقازاده ها بیش از سایر افراد امكان برخورداری از این فرصتها را داشته وبطور فزاینده بر ثروتهای افسانه ای خود در ازای فقرروزافزون مردم كثیر دیگر می افزایند.
بی تردید در چنین فضای ذهنی و شرایط عینی بر اساس داعیه های موجود كه گاه گوش فلك را كر می كندظاهراً همه باهم برابرند،ولی بر اساس تصویر برداری از واقعیت در عمل “برخی برابرترند” وتا فضای ذهنی متصلب كنونی وپاسداران وضع موجود دستخوش دگرگونی ساختاری نشوند هرگونه حرف واقدامی برای رفع این شكاف چیزی جز نقش بر آب زدن نخواهد بود.